تبليغاتX
دوستان خوب مسیحی مرا در پاسخ یاری دهند

2006/9/22

كتاب مقدس يا نامه هاي شخصي پولس

پولس مي گويد : و خواهر ما فيبي را كه خادمه كليساي در كنخريا است به شما مي‏سپارم (1 رساله پولس رسول به روميان 16) تا او را در خداوند بطور شايسته مقدّسين بپذيريد و در هر چيزي كه به شما محتاج باشد او را اعانت كنيد زيرا كه او بسياري را و خود مرا نيز معاونت مي‏نمود(2 رساله پولس رسول به روميان 16) سلام برسانيد به پرسكلاّ و اكيلا همكاران من در مسيح عيسي(3 رساله پولس رسول به روميان 16) كه در راه جان من گردنهاي خود را نهادند و نه من به تنهائي ممنون ايشان هستم بلكه همه كليساهاي امّتها(4 رساله پولس رسول به روميان 16) كليسا را كه در خانه ايشانست و حبيب من اپينطس را كه براي مسيح نوبر آسياست سلام رسانيد(5 رساله پولس رسول به روميان 16) و مريم را كه براي شما زحمت بسيار كشيد سلام گوئيد(6 رساله پولس رسول به روميان 16) و اندرونيكوس و يونياس خويشان مرا كه با من اسير مي‏بودند سلام نمائيد كه مشهور در ميان رسولان هستند و قبل از من در مسيح شدند(7 رساله پولس رسول به روميان 16) و امپلياس را كه در خداوند حبيب من است سلام رسانيد (8 رساله پولس رسول به روميان 16) و اوربانس كه با ما در كار مسيح رفيقست و استاخيس حبيب مرا سلام نمائيد(9 رساله پولس رسول به روميان 16) و اپلّيس آزموده شده در مسيح را سلام برسانيد و اهل خانه ارستبولس را سلام برسانيد(10 رساله پولس رسول به روميان 16) و خويش من هيروديون را سلام دهيد و آناني را از اهل خانه نركسوس كه در خداوند هستند سلام رسانيد (11 رساله پولس رسول به روميان 16) طريفينا و طريفوسا را كه در خداوند زحمت كشيده‏اند سلام گوئيد و پرسيس محبوبه را كه در خداوند زحمت بسيار كشيد سلام دهيد(12 رساله پولس رسول به روميان 16) و روفس برگزيده در خداوند و مادر او و مرا سلام بگوئيد(13 رساله پولس رسول به روميان 16) .......... و يكديگر را به بوسه مقدّسانه سلام نمائيد و جميع كليساهاي مسيح شما را سلام مي‏فرستند(16 رساله پولس رسول به روميان 16).......... تيموتاؤس همكار من و لوقا و ياسون و سوسپياطرس كه خويشان منند شما را سلام مي‏فرستند(21 رساله پولس رسول به روميان 16) من طرتيوس كاتب رساله شما را در خداوند سلام مي‏گويم(22 رساله پولس رسول به روميان 16) قايوس كه مرا و تمام كليسا را ميزبان است شما را سلام مي‏فرستد و ارسطس خزينه‏دار شهر و كوارطس برادر به شما سلام مي‏فرستند(23 رساله پولس رسول به روميان 16) الآن او را كه قادر است كه شما را استوار سازد بر حسب بشارت من و موعظه عيسي مسيح مطابق كشف آن سرّي كه از زمانهاي ازلي مخفي بود (24 رساله پولس رسول به روميان 16) لكن در حال مكشوف شد و بوسيله كتب انبياء بر حسب فرموده خداي سرمدي به جميع امّتها به جهت اطاعت ايمان آشكارا گرديد(25 رساله پولس رسول به روميان 16) خداي حكيم وحيد را بوسيله عيسي مسيح تا ابدالآباد جلال باد آمين(26 رساله پولس رسول به روميان 16)
همچنين پولس نوشته است : سعي كن كه بزودي نزد من آئي(9 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) زيرا كه ديماس براي محبّت اين جهان حاضر مرا ترك كرده به تسّالونيكي رفته است و كريسكيس به غلاطيه و تيطس به دلماطيه(10 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) لوقا تنها با من است) رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) مرقس را برداشته با خود بياور زيرا كه مرا به جهت خدمت مفيد است(11 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) امّ تيخيكس را به افسس فرستادم(12 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) ردائي را كه در ترواس نزد كرپس گذاشتم وقت آمدنت بياور و كتب را نيز و خصوصاً رقوق را(13 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) اسكندر مسكر با من بسپار بديها كرد خداوند او را به حسب افعالش جزا خواهد داد(14 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) و تو هم از او با حذر باش زيرا كه با سخنان ما بشدّت مقاومت نمود(15 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) در محاجّه اوّل من هيچ كس با من حاضر نشد بلكه همه مرا ترك كردند) رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) مبادا كه اين بر ايشان محسوب شود(16 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) ....
.... فرسكا و اكيلا و اهل خانه انيسيفورس را سلام رسان(19 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) ارستس در قرنتس ماند امّا تروفيمس را در ميلتس بيمار واگذاردم(20 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) سعي كن كه قبل از زمستان بيائي افبولس و پوديس و لينس و كلاديه و همه برادران تو را سلام مي‏رسانند(21 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) عيسي مسيح خداوند با روح تو باد) رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4) فيض بر شما باد آمين(22 رساله دوّم پولس رسول به تيموتاؤس 4)
پولس مي خواهد زمستان را در نيكوپوليس بگذراند ! آيا اين وحي خداوند است : وقتي كه ارتيماس يا تيخيكس را نزد تو فرستم سعي كن كه در نيكوپوليس نزد من آئي زيرا كه عزيمت دارم زمستان را در آنجا بسر برم(12 رساله پولس رسول به تيطس 3)
نظر شما نسبت به اين نامه هاي خصوصي پولس چيست ؟
آيا اينها وحي خداوند است ؟
ارزش تربيتي و آموزشي اين نامه چيست ؟
چرا بايد خداوند سلامتي پولس را به خويشاوندانش وحي نمايد ؟!
نوشته شده توسط كنجكاو در 15:9 |  لینک ثابت   • 

2006/9/15

ديوانگي پيامبران خدا در كتاب مقدس


آيا پيامبر خدا هم ديوانه مي شود ؟ اين نمايشنامه بي ادبانه چه چيزي را مي خواهد ثابت كند ؟ پس عصمت پيامبران كجاست؟ چگونه ديگران از پيامبري كه دورغ گويي و ديوانگي او ثابت شده است ، پيروي مي كنند؟ آيا اين است همان عقلي كه مسيحيت مدعي آن است ؟
سموئيل أول 21: 10-15: پس داود آن روز برخاسته از حضور شاؤول فرار كرده نزد اخيش ملك جتّ آمد(10 اول‏سموئيل 21) و خادمان اخيش او را گفتند آيا اين داود پادشاه زمين نيست و آيا درباره او رقص كنان سرود خوانده نگفتند كه شاؤول هزاران خود را و داود ده هزاران خود را كشت(11 اول‏سموئيل 21) و داود اين سخنان را در دل خود جا داده از اخيش ملك جتّ بسيار بترسيد(12 اول‏سموئيل 21) و در نظر ايشان عقل خود را تغيير داده به حضور ايشان خويشتن را ديوانه نمود و بر لنگه‏هاي در خط مي‏كشيد و آب دهنش را بر ريش خود مي‏ريخت(13 اول‏سموئيل 21) و اخيش به خادمان خود گفت اينك اين شخص را مي‏بينيد كه ديوانه است او را چرا نزد من آورديد(14 اول‏سموئيل 21) آيا محتاج به ديوانگان هستم كه اين شخص را آورديد تا نزد من ديوانگي كند و آيا اين شخص داخل خانه من بشود(15 اول‏سموئيل 21)
نوشته شده توسط كنجكاو در 16:21 |  لینک ثابت   • 

2006/9/15

فداي ديگر براي دروغ نويسندگان و تحريف سخنان خدا

شما مسيحيان مي گوييد مسيح خداي پسر آمد تا فدا شود و بار گناه آدم را از دوش بشريت بردارد . چرا مسيح دوباره فدا نشد تا بار گناهان نويسندگاني كه كلام خدا را تحريف كردند و با دروغ هاي خود مردم را فريب دادند ، از دوش بشر بردارد؟ به متن كتاب مقدس نگاه كنيد:
چگونه مي‏گوئيد كه ما حكيم هستيم و شريعت خداوند با ما است( ارمياء نبيّ 8) بتحقيق قلم كاذب كاتبان به دروغ عمل مي‏نمايد(8 ارمياء نبيّ 8)
انسان به من چه مي‏تواند كرد(4 مزمور 56) هر روزه سخنان مرا منحرف مي‏سازند( مزمور 56)
واي بر آناني كه مشورت خود را از خداوند بسيار عميق پنهان مي‏كنند و اعمال ايشان در تاريكي مي‏باشد و مي‏گويند كيست كه ما را ببيند و كيست كه ما را بشناسد(15 اشعياء نبيّ 29) اي تحريف كنندگان هر چيز( اشعياء نبيّ 29)
نوشته شده توسط كنجكاو در 8:21 |  لینک ثابت   • 

2006/9/15

داستان محبت

در عهد جديد داستان درخت انجير آمده است هم در انجيل متى 21: 18-22 و هم در انجيل مرقس 11: 13-22 ، عليرغم داستان هاي مشابهي كه در اناجيل آمده است ، داستان درخت انجير به نويسندگان ساير انجيل ها وحي نشده است . البته حكمت اين كه چرا برخي از داستان ها در تمام اناجيل آمده است و برخي فقط به بعضي از آنها اختصاص دارد ، روشن نيست . متن داستان را با هم از كتاب مقدس مي خوانيم. چون داستان موجود در مرقس گوياتر است ابتدا آن را نقل مي كنيم:
مرقس: و عيسي وارد اورشليم شده به هيكل درآمده و به همه چيز ملاحظه نمود چون وقت شام شد با آن دوازده به بيت عليا رفت(11 انجيل مرقس 11) بامدادان چون از بيت عنيا بيرون مي‏آمدند گرسنه شد(12 انجيل مرقس 11) ناگاه درخت انجيري كه برگ داشت از دور ديده آمد تا شايد چيزي بر آن بيابد امّا چون نزد آن رسيد جز برگ بر آن هيچ نيافت زيرا كه موسم انجير نرسيده بود(13 انجيل مرقس 11) پس عيسي توجّه نموده بدان فرمود از اين پس تا به ابد هيچ كس از تو ميوه نخواهد خورد و شاگردانش شنيدند(14 انجيل مرقس 11) پس وارد اورشليم شدند و چون عيسي داخل هيكل گشت به بيرون كردن آناني كه در هيكل خريد و فروش مي‏كردند شروع نمود و تختهاي صرّافان و كرسيهاي كبوتر فروشان را واژگون ساخت(15 انجيل مرقس 11) و نگذاشت كه كسي با ظرفي از ميان هيكل بگذرد(16 انجيل مرقس 11) و تعليم داده گفت آيا مكتوب نيست كه خانه من خانه عبادت تمامي امّتها ناميده خواهد شد امّا شما آن را مغازه دزدان ساخته‏ايد(17 انجيل مرقس 11) چون رؤساي كهنه و كاتبان اين را بشنيدند در صدد آن شدند كه او را چطور هلاك سازند زيرا كه از وي ترسيدند چون كه همه مردم از تعليم وي متحيّر مي‏بودند(18 انجيل مرقس 11) چون شام شد از شهر بيرون رفت(19 انجيل مرقس 11) صبحگاهان در اثناي راه درخت انجير را از ريشه خشك يافتند(20 انجيل مرقس 11) پطرس بخاطر آورده وي را گفت اي استاد اينك درخت انجيري كه نفرينش كردي خشك شده(21 انجيل مرقس 11) عيسي در جواب ايشان گفت به خدا ايمان آوريد(22 انجيل مرقس 11) زيرا كه هر آينه به شما مي‏گويم هر كه بدين كوه گويد منتقل شده به دريا افكنده شو و در دل خود شك نداشته باشد بلكه يقين دارد كه آنچه گويد مي‏شود هر آينه هر آنچه گويد بدو عطا شود(23 انجيل مرقس 11) بنابراين به شما مي‏گويم آنچه در عبادت سؤال ميكنيد يقين بدانيد كه آن را يافته‏ايد و به شما عطا خواهد شد(24 انجيل مرقس 11).

متى: بامدادان چون به شهر مراجعت مي‏كرد گرسنه شد(18 انجيل متّي 21) و در كناره راه يك درخت انجير ديده نزد آن آمد و جز برگ بر آن هيچ نيافت پس آن را گفت از اين به بعد تا به ابد بر تو نشود كه در ساعت درخت انجير خشكيد(19 انجيل متّي 21) چون شاگردانش اين را ديدند متعجّب شده گفتند چه بسيار زود درخت انجير خشك شده است(20 انجيل متّي 21) عيسي در جواب ايشان گفت هر آينه به شما مي‏گويم اگر ايمان مي‏داشتيد و شك نمي‏نموديد نه همين را كه به درخت انجير شد مي‏كرديد بلكه هرگاه بدين كوه مي‏گفتيد منتقل شده به دريا افكنده شو چنين مي‏شد(21 انجيل متّي 21) و هر آنچه با ايمان به دعا طلب كنيد خواهيد يافت(22 انجيل متّي 21) .

س1- شاگردان كي فهميدند درخت انجير خشك شده است؟ آيا آنگونه كه متي گفته در همان لحظه خشك شدنش فهميدند، يا آن گونه كه مرقس گفته روز بعد آمدند و فهميدند خشك شده است؟
س2- چرا عيسي از ميوه درختي كه صاحبش اجازه نداده بود، خورد ؟
س3- چرا عيسي يك درخت انجير را نفرين كرد تا خشك شود ، صرفا به اين دليل كه ميوه نداشته است؟
س4- صاحب درخت مي توانست غير از ميوه بهره هاي ديگري از درخت ببرد . مي توانست آن را بفروشد، از سايه اش استفاده كند و ... . چرا عيسي با نفرين به صاحب درخت انجير ضرر رساند ؟
س5- آيا اين كار مسيح عليه السلام از بين بردن اموال شخصي يا عمومي ديگران به حساب نمي آيد؟
س6- آيا اين كار تخريب محيط زيست نيست؟
س7- آيا معناي محبتي كه مي گويند در مسيحيت جاري است همين است؟ عجب ديني است ، ديني كه در آن خداوند خراب مي كند و شيطان مي سازد. ديني كه در آن شيطان، آدم و حوا را دعوت مي كند تا از درخت معرفت نيك و بد ميل كند و در عوض خداوند محبت بندگان را حتي از خوردن ميوه درخت انجير هم محروم مي نمايد . كدام يك بيشتر به سوي بندگان خداست ؟ محبت شيطان يا محبت خدا!؟
س8- چطور عيسي عليه السلام نفهميد آن موقع فصل ميوه دادن درخت نبوده است ؟ آيا اين نمي تواند دليل خدا نبودن مسيح عليه السلام باشد ؟ خدايي كه حتي از فصل ميوه دادن درختان نيز آگاه نيست؟
س9- شاگردان مسيح عليه السلام از اين كار او چه درسي گرفتند ؟ هدف تربيتي اين نفرين عيسي عليه السلام چه بوده است ؟ چه الگويي بايد از اين رفتار عيسي عليه السلام گرفته شود ؟ از بين بردن مال و اموال ديگران ؟ نفرين ؟ سرقت؟ برداشتن ميوه ديگران براي خود ؟ ...

مسيح عليه السلام وعده مي دهد كه نيرويي ويرانگر خواهند يافت و براي آن مثالي عملي نيز از خود نشان داد : عيسي در جواب ايشان گفت هر آينه به شما مي‏گويم اگر ايمان مي‏داشتيد و شك نمي‏نموديد نه همين را كه به درخت انجير شد مي‏كرديد بلكه هرگاه بدين كوه مي‏گفتيد منتقل شده به دريا افكنده شو چنين مي‏شد(21 انجيل متّي 21) و هر آنچه با ايمان به دعا طلب كنيد خواهيد يافت(22 انجيل متّي 21) .
بنا بر اين داستان به از بين بردن درختان و اموال ديگران ختم نمي شود . بلكه آنان مي توانند زمين را هم زير و رو كنند . مي توانند كوه ها را جا به جا كرده و از بين ببرند . البته خدايي كه خالق است بايد بداند كوه ها در حقيقت ميخ هاي زمينند و باعث استواري و توازن آن مي گردند. طبيعي است كه چنين خدايي به فكر جا به جايي و از بين بردن كوه ها نمي افتد . اگر كوه ها نبودند زلزله هاي ويرانگر هيچ مكان امني را براي موجودات باقي نمي گذاردند . جالب آن كه در هيچ جايي از تاريخ مسيحيت نه ديديم و نه خوانديم و نه شنيديم كه شاگردان مسيح كوه كه چه عرض كنم ، حتي يك صخره كوچك را جا به جا كنند . اگر اربابان معنوي مسيحيت اين تعليم عيسي را مي آموختند ، مي توانستند امروزه براي راهسازي از آنان استفاده كنند و ديگر انقدر هزينه نمي كردند و دچار سختي نمي شدند.

نوشته شده توسط كنجكاو در 0:2 |  لینک ثابت   • 

2006/9/12

وقتي كه فرزندان يعقوب وارد مصر شدند ، چند نفر بودند ؟


عهد قديم مي نويسد : همه نفوسي كه با يعقوب به مصر آمدند كه از صلب وي پديد شدند سواي زنان پسران يعقوب جميعا شصت و شش نفر بودند(26 پيدايش 46) و پسران يوسف كه برايش در مصر زاييده شدند دو نفر بودند پس جميع نفوس خاندان يعقوب كه به مصر آمدند هفتاد بودند(27 پيدايش 46)
اما عهد جديد مي گويد : پس يوسف فرستاده پدر خود يعقوب و ساير عيالش را كه هفتاد و پنج نفر بودند طلبيد(14 كتاب اعمال رسولان 7)
به نظر شما كدام يك درست است ؟ عهد قديم يا جديد ؟ كدام يك اشتباه كرده اند ؟ آيا ممكن است هر دو درست باشد؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 7:19 |  لینک ثابت   • 

2006/9/12

آيا براي شستن پاي ديگران بايد لباس هاي خود را در آورد و برهنه شد؟

آيا براي شستن پاي ديگران بايد لباس هاي خود را در آورد و برهنه شد؟
در انجيل درباره مسيح عليه السلام آمده است : از شام برخاست و جامه خود را بيرون كرد و دستمالي گرفته به كمر بست(4 انجيل يوحنّا 13) پس آب در لگن ريخته شروع كرد به شستن پايهاي شاگردان و خشكانيدن آنها با دستمالي كه بر كمر داشت(5 انجيل يوحنّا 13)
آيا مسيح براي شستن پاي ديگران بايد آنقدر برهنه شود تا مجبور گردد ، براي ستر عورت دستمالي به كمر ببندد؟ به نظر شما كمي عجيب به نظر نمي آيد؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 7:18 |  لینک ثابت   • 

2006/9/12

آيا مسيح عليه السلام از اشرار و افراد بد سيرت بوده است ؟


بنا بر متن كتاب مقدس ، بله چنين بوده است . شريران فديه عادلان مي‏شوند( امثال سليمان نبيّ 21)
اما پولس در نامه اول يوحنا مي گويد كه مسيح به عنوان كفاره براي تمام گناهان عالم به صليب كشيده شد: و او است كفّاره به جهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلكه به جهت تمام جهان نيز(2 رساله اوّل يوحنّاي رسول 2)
پولس حتي به نكته شگفت انگيز تري اشاره مي كند . وي نه تنها گفته مسيح شرير است بلكه مي گويد او ملعون است (نعوذ بالله) : مسيح ما را از لعنت شريعت فدا كرد چون كه در راه ما لعنت شد چنانكه مكتوب است ملعونست هر كه بر دار آويخته شود(13 رساله پولس رسول به غلاطيان 3)
برادران مسيحي آيا همان گونه كه كتاب مقدس شما مي گويد ، مسيح شرير و ملعون است ؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 7:18 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

پس سجده نمازتان كجا رفته است؟

چرا در نماز خود مانند مسيح عليه السلام كه سجده مي كرد ، سجده نمي كنيد؟
در انجيل متي آمده است : پس قدري پيش رفته به صورت در افتاد (سجده كرد) و دعا كرده گفت اي پدر من اگر ممكن باشد اين پياله از من بگذرد ليكن نه به خواهش من بلكه به اراده تو(39 انجيل متّي 26)
همچنين متي مي گويد وقتي ابليس از مسيح عليه السلام خواست تا بر وي سجده كند ، عيسي عليه السلام به او گفت : به وي گفت اگر افتاده مرا سجده كني همانا اين همه را به تو بخشم(9 انجيل متي 4) آنگاه عيسي وي را گفت دور شو اي شيطان زيرا مكتوب است كه خداوند خداي خود را سجده كن و او را فقط عبادت نما(10 انجيل متي 4)
همين عبارت در لوقا هم آمده است : و ابليس بدو گفت جميع اين قدرت و حشمت آنها را به تو مي‏دهم زيرا كه به من سپرده شده است و به هر كه مي‏خواهم مي‏بخشم(6 انجيل لوقا 4) پس اگر تو پيش من سجده كني همه از آن تو خواهد شد(7 انجيل لوقا 4) عيسي در جواب او گفت اي شيطان مكتوب است خداوند خداي خود را پرستش كن و غير او را عبادت منما(8 انجيل لوقا 4)
مرقس مي نويسد : و قدري پيشتر رفته به روي زمين افتاد و دعا كرد تا اگر ممكن باشد آن ساعت از او بگذرد(35 انجيل مرقس 14)
در مكاشفه يوحنا نيز مي خوانيم : كيست كه از تو نترسد خداوندا و كيست كه نام تو را تمجيد ننمايد زيرا كه تو تنها قدّوس هستي و جميع امّتها آمده در مقابل تو سجده خواهند كرد زيرا كه احكام تو ظاهر گرديده است(4 مكاشفه يوحنّاي رسول 15)
نماز مسيح عليه السلام سجده داشت اما چرا اكنون نماز شما سجده ندارد ؟! منتظر پاسخم.

نوشته شده توسط كنجكاو در 21:8 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

چرا ناراحت شدند ؟

چرا ناراحت شدند ؟
مگر به صليب كشيده شدن و فدا شدن مسيح موجب شادي همه مردم نمي شود ؟ اگر اين طور است پس چرا شاگردان و مؤمنان از فدا و صليب مسيح غمگين شدند ؟ منتظر پاسخم.
نوشته شده توسط كنجكاو در 21:6 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

چگونه پاك بودند در حالي كه گناه آدم عليه السلام را بر دوش مي كشيدند ؟!

چگونه پاك بودند در حالي كه گناه آدم عليه السلام را بر دوش مي كشيدند ؟!
مسيح (بنا به عقيده مسيحيان) قبل از فدا شدن به خاطر گناه آدم شهادت داد كه شاگردانش از پاكانند به غير از يكي از آنها :
عيسي بدو (شمعون پطرس) گفت كسي كه غسل يافت محتاج نيست مگر به شستن پايها بلكه تمام او پاكست و شما پاك هستيد لكن نه همه(10 انجيل يوحنّا 13) زيرا كه تسليم كننده خود را مي‏دانست و از اين جهت گفت همگي شما پاك نيستيد(11 انجيل يوحنّا 13)
هنوز مسيح به صليب كشيده نشده بود . هنوز فدا انجام نگرفته بود . پس چطور مسيح شهادت مي دهد كه برخي از شاگردانش پاكند ؟ مگر گناه آدم بر دوش اينان نبود پس چطور پاك بودند ؟!

نوشته شده توسط كنجكاو در 21:6 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

گناه و بخشش فله اي

آيا با گناه يك نفر ، همه گناه كردند ؟! (:لهذا همچنانكه به وساطت يك آدم گناه داخل جهان گرديد و به گناه موت ) رساله پولس رسول به روميان 5) و به اينگونه موت بر همه مردم طاري گشت از آنجا كه همه گناه كردند(12 رساله پولس رسول به روميان 5) )
يا اين كه همگان گناه كردند و به اطاعت يك نفر همه بخشيده شدند ؟! ( : زيرا به همين قسمي كه از نافرماني يك شخص بسياري گناهكار شدند همچنين نيز به اطاعت يك شخص بسياري عادل خواهند گرديد(19 رساله پولس رسول به روميان 5) )
خاصيت فله اي بودن اين بخشش ها و گنهكار شدن ها در چيست ؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 21:4 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

اگر همه گنهكارند پس در مورد اينان چه مي گوييد?

اگر همه گنهكارند پس در مورد اينان چه مي گوييد:
(ابراهيم به خدا ايمان آورد و براي او به عدالت محسوب گرديد و دوست خدا ناميده شد(23 رساله يعقوب 2) ) ابراهيم را از پاكان به حساب مي آورد نه گنهكاراني كه نياز به فدا دارند.
و همچنين آمده است : و ابراهيم پير و سال خورده شد و خداوند ابراهيم را در هر چيز بركت داد(1 پيدايش 24) . بنا بر اين ابراهيم نيز قبل از آن كه تجسد و فداي مسيح رخ دهد از پاكان بود .
همچنين : و خنوخ با خدا راه مي‏رفت و ناياب شد زيرا خدا او را بر گرفت(25 پيدايش 5)
و نيز : به ايمان خنوخ منتقل گشت تا موت را نبيند و ناياب شد چرا كه خدا او را منتقل ساخت زيرا قبل از انتقال وي شهادت داده شد كه رضامندي خدا را حاصل كرد(5 رساله به عبرانيان 11)
در باره ايليا نيز مي خوانيم : ... و ايليّا در گردباد به آسمان صعود نمود(11 دوم‏پادشاهان 2)
چطور اين افراد پيش از فدا شدن مسيح عليه السلام جزء پاكان و ابرار و پرهيزگاران به شمار مي آيند حال آن كه شما تنها فدا را عامل بخشش گناه آدم مي دانيد و اينان در زمان مسيح نبودند تا فدا شاملشان شود. بنا بر اين بايد در زمره گناهكاران باشند ؟! اين پيامبران الهي پاكند يا گنهكار ؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 21:1 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

ارزش و جايگاه پيامبران

دیدگاه مسیحیان بر اساس نوشته های کتاب مقدس نسبت به پیامبران عظیم الشان الهی بدون احترام وهر گونه ادب است . آنان حتی معتقدند برخی از انبیا با حالت کفر از دنیا رفته اند . از همین روی است که مسیحیان قائل به عصمت پیامبران نیستند . خلاصه برخی از دیدگاه های کتاب مقدس در مورد پیامبران را می توانید به صورت مستند در آدرس های زیر مشاهده بفرمایید :

سفر پیدایش باب 19 / 31-38 : حضرت لوط علیه السلام شراب نوشیده سپس در حال مستی با دخترانش زنا کرده . دختران نیز از این زنا حامله شده و هر کدام پسری زاییدند که نسب بعضی از انبیا به آنان می رسد مانند داود و سلیمان و عیسی علیهم السلام .

این در حالی است که به حکم خود تورات افراد حاصل از زنا اهل نجات نیستند .

سموئیل دوم باب 22/2 (همچنین متی باب 1/6 ؛ سموئیل 2 باب12): داود علیه السلام با زن اوریا زنا می کند . آن زن حامله می شود . داود شوهر آن زن را می کشد و .. سلیمان علیه السلام از این زنا متولد می شود.

خروج باب 32/1-9 :هارون گوساله ساخت و با بنی اسرائیل گوساله پرست شد .

اول پادشاهان باب 11/1-11: سلیمان علیه السلام در آخر عمر بت پرست و کافر شد .

پیدایش باب 19/20-32 : نوح علیه السلام شراب نوشید و از شدت مستی عورت او نمایان شد .

اشعیا باب 2/1-5 : اشعیا علیه السلام سه سال و نیم به امر خدا بدون هیچ پوششی بر عورت خود در میان مرد ها و زن ها مانند دیوانه ها راه می رفت.

حزقیال نبی باب4/9 : حزقیال علیه السلام باید 390 روز نان را با مدفوع انسان می آلود و می خورد و گرنه با مدفوع حیوان.

هوشع نبی 1/2-4 : هوشع علیه السلام باید به دستور خدا عاشق یک زن زانی شود و از آن زن زانیه صاحب فرزند گردد.

یوحنا2/1-13 : نخستین معجزه عیسی علیه السلام علیه السلام این بوده که در یک عروسی آب را به شراب تبدیل کرده است .

متی 11/18-19 : عیسی علیه السلام علیه السلام شرابخوار و میگسار بود حال آن که بنا بر خود کتاب مقدس شراب خواری ممنوع و حرام است (امثال سلیمان نبی 20/1 و نیز همان باب 23/ 29-35 و نیز اشعیا نبی باب 5/11-23) .

انجیل لوقا 8/2 : عیسی علیه السلام با زن های زناکار مشهور به زنا مانند مریم و سوسن و ... دوست بود ، آنها را دوست می داشت با هم به سفر می رفتند و ...

یوحنا19/26 و نیز باب 20/2 و نیز باب21/7و20و24 و نیز باب 13 /23-26 و نیز باب 21/20 : عیسی علیه السلام بچه های بدون ریش و ... که هنوز مو در نیاورده بودند را دوست می داشت و انها در بغل او می خوابیدند مانند یوحنای مرید و ... .

غلطیان باب 3/13 و نیز متی باب 26/38-47: عیسی علیه السلام به جای سایر مردم ملعون شد . حواریون هم عیسی علیه السلام را گذاشتند و فرار کردند.

متی باب 26/69 - 75: شمعون پطرس که رئیس حواریون بود ، سه بار عیسی علیه السلام را انکار کرد و او را لعنت نمود.

و ...

بر همین اساس مسیحیان عصمت را شرط پیامبری نمی دانند .

از سوی دیگر John Hus استاد فلسفه دانشگاه پراک که عقاید وی مورد تایید بسیاری از فرق مسیحیان از جمله فرقه پروتستان ها ست ، مسائلی را مطرح می کند . یکی از مسائل مطروحه او که از سوی دیگر اندیشمندان مسیحی نیز مورد تایید قرار گرفته است ، این است که پادشاه یا کشیش ، زمان که یک گناه کبیره انجام دهد از جایگاه پادشاهی یا کشیشی عزل می شود . بر همین اساس مسیحیانی که این مساله را از وی پذیرفته اند مانند پروتستان ها ، نباید پادشاه یا کشیشی داشته باشند . چه در میان آنها کسی نیست که گناه کبیره ای از او سرنزده باشد !

حال عجیب نیست که اینان عصمت را شرط نبوت نمی دانند اما شرط کشیش بودن می دانند ؟! چه بسا مفهوم این اندیشه و سخن اینها این باشد که مقام کشیشی فراتر از نبوت و پیامبری است !



سوال من این است که اگر کسی بخواهد فرزندش را نزد معلمی بگذارد تا درس زندگی بیاموزد و اخلاق نیک و رفتار مناسب و پسندیده ای بیابد ، آیا به هر بی سر و پایی که انواع و اقسام خلاف ها را مرتکب می شود از زنا گرفته تا ستم به دیگران و شرا ب خواری و ... می تواند اعتماد کند و او را به عنوان معلم هدایت برگزیند؟ آیا فکر نمی کنید در این مطالبی که به نام کتاب مقدس به خورد شما داده شده و تصویری نازیبا و غیر واقعی از انبیای الهی به پرده افکنده ، اشتباهی صورت گرفته است ؟! آیا فکر نمی کنید رساله اصلی این کتاب زدودن تقدس از چهره اولیا و انبیای الهی بوده است نه بیان و حفظ تقدس ها ؟!

منبع : http://nabi1.blogfa.com/
نوشته شده توسط كنجكاو در 20:24 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

تناقض فدا با مباني كتاب مقدس

تناقض فدا با كتاب مقدس
عقيده به فدا علاوه بر اين كه با عقل و منطق سازگار نيست ، با برخي از مباني اساسي و متون اصلي كتاب مقدس كه در دست خود شما دوست مسيحي هست نيز مخالف است . قواعدي كه مي گويد:
1- فرزندان به جاي پدران كشته نمي شوند .
2- هر كسي با گناه خودش مي ميرد.
3- نفسي كه گناه كرده همان مي ميرد نه نفس ديگر .
4- خداوند توبه توبه كنندگان را مي پذيرد.
مي توانيد به آيات مربوط به اين مباني به شرح زير توجه نماييد :
(و در آن ايّام بار ديگر نخواهند گفت كه پدران انگور ترش خوردند و دندان پسران كند گرديد(29 ارمياء نبيّ 31) بلكه هر كس به گناه خود خواهد مرد) ارمياء 31 : 29- 30.
(هر كه گناه كند او خواهد مرد)حزقيال 18) پسر متحمل گناه پدر خود نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود)حزقيال 18) عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شرير بر خودش خواهد بود(20 حزقيال 18)) حزقيال 18 : 19-22 .
نوشته شده توسط كنجكاو در 10:1 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

لمس مسيح

لمس كردن مسيح عليه السلام ممنوع بوده است يا جايز ؟
در انجيل يوحنا ابتدا آمده است كه مسيح عليه السلام به مريم مجدليه مي گويد: عيسي بدو گفت مرا لمس مكن زيرا كه هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‏ام و ليكن نزد برادران من رفته به ايشان بگو كه نزد پدر خود و پدر شما و خداي خود و خداي شما مي‏روم (17 انجيل يوحنّا 20) مريم مجدليّه آمده شاگردان را خبر داد كه خداوند را ديدم و به من چنين گفت(18 انجيل يوحنّا 20).... و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانه جمع بودند و درها بسته بود كه ناگاه عيسي آمد و در ميان ايستاده گفت سلام بر شما باد (26 انجيل يوحنّا 20) پس به توما گفت انگشت خود را به اينجا بياور و دستهاي مرا ببين و دست خود را بياور و بر پهلوي من بگذار و بي‏ايمان مباش بلكه ايمان دار(27 انجيل يوحنّا 20)
بالاخره لمس كردن مسيح عليه السلام ممنوع بوده است يا جايز ؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 10:0 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

نياز خداوند به كره الاغ

آيا خداوند به كره الاغ نيازمند است ؟
مرقس باب 11: بديشان گفت بدين قريه كه پيش روي شما است برويد و چون وارد آن شديد در ساعت كرّه الاغي را بسته خواهيد يافت كه تا به حال هيچ كس بر آن سوار نشده آن را باز كرده بياوريد(2 انجيل مرقس 11) و هرگاه كسي به شما گويد چرا چنين مي‏كنيد گوئيد خداوند بدين احتياج دارد بي‏تأمّل آن را به اينجا خواهد فرستاد(3 انجيل مرقس 11) پس رفته كرّه بيرون دروازه در شارع عام بسته يافتند و آن را باز مي‏كردند(4 انجيل مرقس 11) كه بعضي از حاضرين بديشان گفتند چه كار داريد كه كرّه را باز مي‏كنيد(5 انجيل مرقس 11) آن دو نفر چنانكه فرموده بود بديشان گفتند پس ايشان را اجازت دادند(6 انجيل مرقس 11) آنگاه كرّه را به نزد عيسي آورده رخت خود را بر آن افكندند تا بر آن سوار شد(7 انجيل مرقس 11)
چطور مي شود خداوند محتاج باشد آن هم به يك كره الاغ؟! اصلا خداوند كره الاغ را براي چه مي خواهد؟ شما فقط يك مورد از استفاده هاي كره الاغ را براي خداوند بگوييد.
سوال ديگر اين كه آيا كار درستي است كه بدون اجازه صاحبِ كره الاغ، آن حيوان را باز كرده و ببرند؟ به نظر شما آيا به اين كار دزدي نمي گويند؟ اول اجازه مي گيرند ، بعد مي برند ، نه اين كه اول ببرند بعد اگر جلوي آنان را گرفتند ، اجازه بگيرند.
نوشته شده توسط كنجكاو در 9:59 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

تناقض1

چگونه ممكن است شخصي همزمان هم سوار الاغ باشد و هم سوار كره الاغ؟
در انجيل متي آمده است : و الاغ را با كرّه آورده رخت خود را بر آنها انداختند و او بر آنها سوار شد(7 انجيل متّي 21)
نوشته شده توسط كنجكاو در 9:57 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

آموختن زبان حرام است .

بر اساس كتاب مقدس ، آموختن زبان هاي خارجي حرام است . زيرا آمده است :
و خداوند گفت همانا قوم يكي است و جميع ايشان را يك زبان و اين كار را شروع كرده‏اند و الان هيچ كاري كه قصد آن بكنند از ايشان ممتنع نخواهد شد(6 پيدايش 11) اكنون نازل شويم و زبان ايشان را در آنجا مشوش سازيم تا سخن يكديگر را نفهمند(7 پيدايش 11) پس خداوند ايشان را از آنجا بر روي تمام زمين پراكنده ساخت و از بناي شهر باز ماندند(8 پيدايش 11) از آن سبب آنجا را بابل ناميدند زيرا كه در آنجا خداوند لغت تمامي اهل جهان را مشوش ساخت و خداوند ايشان را از آنجا بر روي تمام زمين پراكنده نمود(9 پيدايش 11)
بنا بر اين وقتي خداوند به آموختن زبان هاي ديگر راضي نباشد ، پس اين كار حرام مي باشد .

نوشته شده توسط كنجكاو در 9:56 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

خدا دستور مي دهد كره الاغ بدزديد!

آيا خداوند به كره الاغ نيازمند است ؟
مرقس باب 11: بديشان گفت بدين قريه كه پيش روي شما است برويد و چون وارد آن شديد در ساعت كرّه الاغي را بسته خواهيد يافت كه تا به حال هيچ كس بر آن سوار نشده آن را باز كرده بياوريد(2 انجيل مرقس 11) و هرگاه كسي به شما گويد چرا چنين مي‏كنيد گوئيد خداوند بدين احتياج دارد بي‏تأمّل آن را به اينجا خواهد فرستاد(3 انجيل مرقس 11) پس رفته كرّه بيرون دروازه در شارع عام بسته يافتند و آن را باز مي‏كردند(4 انجيل مرقس 11) كه بعضي از حاضرين بديشان گفتند چه كار داريد كه كرّه را باز مي‏كنيد(5 انجيل مرقس 11) آن دو نفر چنانكه فرموده بود بديشان گفتند پس ايشان را اجازت دادند(6 انجيل مرقس 11) آنگاه كرّه را به نزد عيسي آورده رخت خود را بر آن افكندند تا بر آن سوار شد(7 انجيل مرقس 11)
چطور مي شود خداوند محتاج باشد آن هم به يك كره الاغ؟! اصلا خداوند كره الاغ را براي چه مي خواهد؟ شما فقط يك مورد از استفاده هاي كره الاغ را براي خداوند بگوييد.
سوال ديگر اين كه آيا كار درستي است كه بدون اجازه صاحبِ كره الاغ، آن حيوان را باز كرده و ببرند؟ به نظر شما آيا به اين كار دزدي نمي گويند؟ اول اجازه مي گيرند ، بعد مي برند ، نه اين كه اول ببرند بعد اگر جلوي آنان را گرفتند ، اجازه بگيرند.
نوشته شده توسط كنجكاو در 9:56 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

خداي آرامش يا خداي تشويش؟

خداوند چگونه خدايي است ؟ خداي سلامتي و آرامش است يا خداي تشويش؟
پولس مي گويد : زيرا كه او خداي تشويش نيست بلكه خداي سلامتي چنانكه در همه كليساهاي مقدّسان(33 رساله اوّل پولس رسول به قرنتيان 14)
اما در سفر پيدايش آمده است: و خداوند نزول نمود تا شهر و برجي را كه بني آدم بنا مي‏كردند ملاحظه نمايد(5 پيدايش 11) و خداوند گفت همانا قوم يكي است و جميع ايشان را يك زبان و اين كار را شروع كرده‏اند و الان هيچ كاري كه قصد آن بكنند از ايشان ممتنع نخواهد شد(6 پيدايش 11) اكنون نازل شويم و زبان ايشان را در آنجا مشوش سازيم تا سخن يكديگر را نفهمند(7 پيدايش 11) پس خداوند ايشان را از آنجا بر روي تمام زمين پراكنده ساخت و از بناي شهر باز ماندند(8 پيدايش 11) از آن سبب آنجا را بابل ناميدند زيرا كه در آنجا خداوند لغت تمامي اهل جهان را مشوش ساخت و خداوند ايشان را از آنجا بر روي تمام زمين پراكنده نمود(9 پيدايش 11)
در نامه دوم پولس به تسالونيكيان نيز مطلب جالبي آمده است : و بدين جهت خدا به ايشان عمل گمراهي مي‏فرستد تا دروغ را باور كنند(11 رساله دوّم پولس رسول به تسّالونيكيان 2)
ما سخن كدام يك را درست بدانيم . سخن پولس را يا روايت سفر پيدايش در عهد قديم را ؟ اين تعارض چگونه قابل حل است ؟

نوشته شده توسط كنجكاو در 9:54 |  لینک ثابت   •