2006/10/20
در بني اسرائيل نه عقيم هست و نه نازا و نه بيمار حتي در بين حيواناتشان؟!
از همه قومها مباركتر خواهي شد و در ميان شما و بهايم شما نر يا ماده نازاد نخواهد بود(15 تثنيه 7) و خداوند هر بيماري را از تو دور خواهد كرد و هيچكدام از مرضهاي بد مصر را كه ميداني بر تو عارض نخواهد گردانيد بلكه بر تمامي دشمنانت آنها را خواهد آورد(16 تثنيه 7) ... .
به نظر شما اين مطلب كه در كتاب مقدس آمده است ، چقدر صحت دارد؟!
2006/10/20
آيا مار هر روز بايد خاك بخورد؟!
آيا غذاي هر روز مار خاك است؟!
در كتاب مقدس آمده است : پس خداوند خدا به مار گفت چونكه اين كار كردي از جميع بهايم و از همه حيوانات صحرا ملعونتر هستي بر شكمت راه خواهي رفت و تمام ايام عمرت خاك خواهي خورد(13 پيدايش 3)
نمي دانم از نظر علمي چنين چيزي ثابت شده است يا نه . آنچه در منابع علمي ديده ام اين بوده كه مارها بيشتر به حشرات و حيوانات كوچك و گاه بزرگ علاقمندند و آنها را شكار مي كنند . اگر دوستان مسيحيم در اين مورد نظري دارند مشتاقم بدانم . البته به صورت مستند . يعني اگر در كتابي علمي و مرجع ، آمده باشد كه غذاي مار خاك است آن را با آدرس ذكر كنند .
2006/10/19
آيا مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
آيا مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
ظاهرا كتاب مقدس اين حق را به مرد مي دهد . در سفر خروج باب 21 آيه 7 آمده است :
اما اگر شخصي دختر خود را به كنيزي بفروشد مثل غلالمان بيرون نرود(7 خروج 21)
2006/10/18
سابقه گمشده تثليث كجاست؟
آيا قبل از ديانت پولس هم، پيامبران بزرگ به تثليث (سه گانگي خدا در عين يگانگي اش) ايمان داشتند؟ به چه دليل ؟ لطفا پاسخ خود را با متن كتاب مقدس و به طور مستند ارائه فرماييد. متشكرم.
2006/10/15
آيا مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟
آيا مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟
بنا بر ديدگاه شما ايمانداران مسيحي ، ايشان با خرسندي و رضايت خود به دنيا آمد تا بر فراز صليب كشته شود . او به صليب كشيده شد تا ميان انسان و خداوند صبح برقرار نمايد . مسيح خويشتن را با خون خود فدا نمود ، تا انسان را از گناه پدرش آدم نجات بخشد .
من وقتي انجيل را مطالعه مي كنم مطالبي را مي بينم كه با اين ديدگاه بسيار متفاوت است و كاملا عكس اين مطلب را مي گويد : بنا بر متن اناجيل مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي نبود. آن حضرت دعا مي خواند و به درگاه خداوند استغاثه مي كرد تا از او را از شر دشمنانش برهاند در حدي كه دانه هاي عرق او همچون قطره هاي خون بر زمين جاري مي شد . او قبل از اين كه دستگير شود و به صليب كشيده شود پيوسته دعا مي كرد .
آنگاه عيسي با ايشان به موضعي كه مسمّي به جتسيماني بود رسيده به شاگردان خود گفت در اينجا بنشينيد تا من رفته در آنجا دعا كنم(36 انجيل متّي 26) و پطرس و دو پسر زبدي را برداشته بينهايت غمگين و دردناك شد(37 انجيل متّي 26) پس بديشان گفت نفس من از غايت الم مشرف به موت شده است در اينجا مانده با من بيدار باشيد(38 انجيل متّي 26) پس قدري پيش رفته بر وي در افتاد و دعا كرده گفت اي پدر من اگر ممكن باشد اين پياله از من بگذرد ليكن نه به خواهش من بلكه به اراده تو(39 انجيل متّي 26) و نزد شاگردان خود آمده ايشان را در خواب يافت و به پطرس گفت آيا همچنين نميتوانستيد يكساعت با من بيدار باشيد(40 انجيل متّي 26) بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض آزمايش نيفتيد روح راغبست ليكن جسم ناتوان(41 انجيل متّي 26) و بار ديگر رفته باز دعا نموده گفت اي پدر من اگر ممكن نباشد كه اين پياله بدون نوشيدن از من بگذرد آنچه اراده توست بشود(42 انجيل متّي 26) و آمده باز ايشان را در خواب يافت زيرا كه چشمان ايشان سنگين شده است(43 انجيل متّي 26) پس ايشان را ترك كرده رفت و دفعه سيّم به همان كلام دعا كرد(44 انجيل متّي 26) ...
مانند همين سخن با تفاوت هايي در (مرقس 14: 32-39) و(لوقا 22: 41-44) نيز آمده است .
حال سوال اين است كه بالاخره مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي بود يا نبود ؟ آيا آنچه را كه شما مي گوييد(راضي بود) درست است يا آنچه را كه كتاب مقدس بدان تصريح مي كند(راضي نبود) ؟
2006/10/14
نحوه خبر از تولد مسيح عليه السلام
حالت و نام آن شخصي كه فرشتگان بر او نازل شدند تا آمدن مسيح عليه السلام را به او نسبت بدهند ، در انجيل هاي متي و مرقس به صورت متفاوتي آمده است . در متي آمده است كه وي يوسف بود و در خواب به او گفتند (متى 1: 24) و در لوقا آمده مريم بود و در بيداري. البته به بيداري مريم تصريح نشده اما وقتي مي بينيم كه در لوقا مريم فرشتگان را مي بيند و آنها به او سلام مي كنند(لوقا 1: 29 و 28) ، پس نتيجه مي گيريم كه در بيداري بوده است.
سوال اين است كه آيا اين دو انجيل در صدد بيان يك مطلب بوده اند اما اشتباه كرده اند (كه در اين صورت همان مساله معروف تحريف پيش مي آيد) يا اين كه هر دو روايتي متفاوت از دو موضوع مختلف را ارائه مي دهند . اگر دومي است ، پس چرا هر يك بخشي از داستان را فرو نهاده اند؟ علاقمندم بيشتر بدانم .
2006/10/13
وضعیت خانوادگی مسیح علیه السلام چگونه بوده است ؟
حضرت مريم عليها سلام نامزد چه كسي بوده است ؟ به عبارت ديگر وضعيت خانوادگي خداوند چگونه بوده ؟
در (متى 1: 18) آمده كه نامزد يوسف بن يعقوب بوده و سپس با وي ازدواج كرده است.
در(لوقا 3: 23) نيز آمده كه نامزد يوسف بن هالي بوده و سپس با او ازدواج كرده است .
آيا مريم عليها سلام همسر خداوند بوده و مسيح را به دنيا آورده است يا همسر يكي از اينان و سپس به پاكدامني مسيح را به دنيا آورده ؟
تفسير اين آيه چيست ؟ اگر اين نيست نجّار پسر مريم و برادر يعقوب و يوشا و يهودا و شمعون و خواهران او اينجا نزد ما نميباشند و از او لغزش خوردند(3 انجيل مرقس 6)
2006/10/11
خدای نجات بخش یا نابود کننده ؟!
مسيح آمده است تا نابود كند يا اين كه نجات ببخشد؟
نجات دهد : لوقا : آنگاه روي گردانيده بديشان گفت نميدانيد كه شما از كدام نوع روح هستيد(55 انجيل لوقا 9) زيرا كه پسر انسان نيامده است تا جان مردم را هلاك سازد بلكه تا نجات دهد پس به قريه ديگر رفتند(56 انجيل لوقا 9)
نابود كند : لوقا: من آمدم تا آتشي در زمين افروزم پس چه ميخواهم اگر الآن در گرفته است(49 انجيل لوقا 12) امّا مرا تعميديست كه بيايم و چه بسيار در تنگي هستم تا وقتي كه بسر آيد(50 انجيل لوقا 12) آيا گمان ميبريد كه من آمدهام تا سلامتي بر زمين بخشم ني بلكه به شما ميگويم تفريق را(51 انجيل لوقا 12) زيرا بعد از اين پنج نفر كه در يك خانه باشند دو از سه و سه از دو جدا خواهند شد(52 انجيل لوقا 12) پدر از پسر و پسر از پدر و مادر از دختر و دختر از مادر و خارسو از عروس و عروس از خارسو مفارقت خواهند نمود(53 انجيل لوقا 12).
نابود كند : متي : گمان مبريد كه آمدهام تا سلامتي بر زمين بگذارم نيامدهام تا سلامتي بگذارم بلكه شمشير را(32 انجيل متّي 10) زيرا كه آمدهام تا مرد را از پدر خود و دختر را از مادر خويش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم(33 انجيل متّي 10)
نابود كند : لوقا : و هنگامي كه جمعي كثير همراه او ميرفتند روي گردانيده بديشان گفت(25 انجيل لوقا 14) اگر كسي نزد من آيد و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران حتّي جان خود را نيز دشمن ندارد شاگرد من نميتواند بود(26 انجيل لوقا 14) و هر كه صليب خود را برندارد و از عقب من نيايد نميتواند شاگرد من گردد(27 انجيل لوقا 14) زيرا كيست از شما كه صليب بناي برجي داشته باشد و اوّل ننشيند تا برآورد خرج آن را بكند كه آيا قوّت تمام كردن آن دارد يا نه(28 انجيل لوقا 14)
نابود كند : متي : زيرا كه خصيها ميباشند كه از شكم مادر چنين متولّد شدند و خصيها هستند كه از مردم خصي شدهاند و خصيها ميباشند كه به جهت ملكوت خدا خود را خصي نمودهاند) انجيل متّي 19) آنكه توانائي قبول دارد بپذيرد(12 انجيل متّي 19)
نابود كند : يوشع : و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پير حتي گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاك كردند(21 يوشع 6) .... (22-3 يوشع6) و شهر را با آنچه در آن بود به آتش سوزانيدند ...(24 يوشع 6)
نابود كند : يوشع: پس يوشع تمامي آن زمين يعني كوهستان و جنوب و هامون و وادي ها و جميع ملوك آنها را زده كسي را باقي نگذاشت و هر ذي نفس را هلاك كرده چنان كه يهوه خداي اسرائيل امر فرموده بود(37 يوشع 10) و يوشع ايشان را از قادش برنيع تا غزه و تمامي زمين جوشن را تا جبعون زد(38 يوشع 10) و يوشع جيمع اين ملوك و زمين ايشان را در يك وقت گرفت زيرا كه يهوه خداي اسرائيل براي اسرائيل جنگ ميكرد(39 يوشع 10) و يوشع با تمامي اسرائيل به اردو در جلجال مراجعت كردند(40 يوشع 10)
نابود كند : يوشع: و يوشع در آن وقت برگشت و حاصور را گرفته ملكش را با شمشير كشت زيرا حاصور قبل از آن سر جميع آن ممالك بود(10 يوشع 11) و همه كساني را كه در آن بودند به دم شمشير كشته ايشان را بالكل هلاك كرد به طوري كه موسي بنده خداوند امر فرموده بود(11 يوشع 11)
نابود كند : پادشاهان دوم: و چون به سامره رسيد تمامي باقي ماندگان اخآب را كه كه در سامره بودند كشت به حدّيكه اثر او را نابود ساخت بر حسب كلاميكه خداوند به ايليّا گفته بود(16 دومپادشاهان 10)
نابود كند : تاريخ روزگاران اول: و خلق آنجا را بيرون آورده ايشانرا به ارّهها و چومهاي آهنين و تيشهها پاره پاره كرد و داود بهمين طور با جميع شهرهاي بني عمّون رفتار نمود پس داود و تمامي قوم باورشليم برگشتند (3 اول تواريخ ايام 20)
نابود كند : حزقيال: و خداوند به او گفت از ميان شهر يعني از ميان اورشليم بگذر و بر پيشاني كساني كه به سبب همه رجاساتي كه در آن كرده ميشود آه و ناله ميكنند نشاني بگذار(3 حزقيال 9) و به آنان به سمع من گفت كه در عقب او از شهر بگذريد و هلاك سازيد و چشمان شما شفقت نكند و ترحم منماييد(4 حزقيال 9) پيران و جوانان و دختران و اطفال و زنان را تماما به قتل رسانيد اما به هر كسي كه اين نشان را دارد نزديك مشويد و از قدس من شروع كنيد پس از مردان پيري كه پيش خانه بودند شروع كردند (5 حزقيال 9) و به ايشان فرمود خانه را نجس سازيد و صحن را از كشتهگان پر ساخته بيرون آييد)حزقيال 9)پس بيرون آمدند و در شهر به كشتن شروع كردند(6 حزقيال 9)
نابود كند : مزامير: اي دختر بابل كه خراب خواهي شد( مزمور 137) خوشا به حال آنكه به تو جزا دهد( مزمور 137) چنانكه تو به ما جزا دادي(8 مزمور 137) خوشا به حال آنكه اطفال تو را بگيرد) مزمور 137) و ايشان را به صخرهها بزند(9 مزمور 137)
نابود كند : هوشع: سامره متحمّل گناه خود خواهد شد زيرا به خداي خود فتنه انگيخته است( 15هوشع نبيّ 13) ايشان به شمشير خواهند افتاد و اطفال ايشان خورد و زنان حامله ايشان شكم دريده خواهند شد(16 هوشع نبيّ 13)
لوقا : امّا آن دشمنان من كه نخواستند من بر ايشان حكمراني نمايم در اينجا حاضر ساخته پيش من بقتل رسانيد(27 انجيل لوقا 19)
نابود كند : مكاشفه يوحنا : و اولادش را به قتل خواهم رسانيد آنگاه همه كليساها خواهند دانست كه منم امتحان كننده جگرها و قلوب و هر يكي از شما را بر حسب عمالش خواهم داد (23 مكاشفه يوحنّاي رسول 2) ...
نابود كند : مكاشفه يوحنا : و اگر كسي بخواهد بديشان اذيّت رساند آتشي از دهانشان بدر شده دشمنان ايشان را فرو ميگيرد و هر كه قصد اذيّت ايشان دارد بدينگونه بايد كشته شود(5 مكاشفه يوحنّاي رسول 11)
ديديم كه يك بار نجات مي دهد و ده ها بار تخريب مي كند و نابود مي سازد و با خشونت فراوان قتل عام مي كند !
دوستان مسيحيم ! آيا خداوند عهد جديد شما همان خداوند محبتي است كه در عهد قديم آمده و اين فرمان ها را صادر مي كند ؟
آيا واقعا فكر مي كنيد چنين خدايي كه محيط زيست را ويران مي كند و كشتارهاي دسته جمعي به راه مي اندازد ، همان خداي محبت است ؟
آيا شما عزيزان كه مي فرماييد خدايتان خداي محبت است ، اين فراز هاي كتاب مقدس را مطالعه نمي كنيد ؟ بر چه اساسي مي گوييد كه وي خداوند محبت است ؟
به نظر شما آيا بين شيوه پروردگارتان با شيوه شيطان در نابود سازي بشر ، تفاوتي هم وجود دارد ؟
چگونه عقل خود را مجاب مي كنيد كه به رحماني و از روي محبت بودن كارهاي خدايتان ايمان بياورد . كارهايي مانند كشتن شيرخوارگان و كودكان و زنان و ... ؟!
به نظر شما آيا ويژگي هاي اين خداوندي كه در كتاب مقدستان آمده ، مقداري با شخصيت هايي همچون شارون و اولمرت و بوش و امثال اينها كه دستشان به خون بيگناهان آلوده است، شباهت ندارد ؟
2006/10/4
کشیشان باید کشته شوند !
بر اساس شريعت و احكام عهدين قديم و جديد ، كشيشان بايد كشته شوند . چون روز شنبه را بزرگ نمي شمارند و كسي كه بزرگداشت اين روز را نقض كند بر اساس حكم تورات بايد به قتل برسد. نظر شما چيست ؟ مگر احكام گذشته خداوند نسخ شده است كه بدان عمل نمي كنند ؟
و كساني كه او را يافتند كه هيزم جمع ميكرد او را نزد موسي و هارون و تمامي جماعت آوردند(30 اعداد 15) و او را در حبس نگاه داشتند زيرا كه اعلان نشده بود كه با وي چه بايد كرد(31 اعداد 15) و خداوند به موسي گفت اين شخص البته كشته شود تمامي جماعت او را بيرون از لشكرگاه آورده او را سنگسار كردند و بمرد چنانكه خدا به موسي امر كرده بود(32 اعداد 15)
گياه خشك شد و گل پژمرده گرديد لكن كلام خداي ما تا ابدالآباد استوار خواهد ماند(8 اشعياء نبيّ 40)
گمان مبريد كه آمدهام تا تورات يا صحف انبياء را باطل سازم نيامدهام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم(17)(11 انجيل متي 5) زيرا هر آينه به شما ميگويم تا آسمان و زمين زايل نشود همزه يا نقطه از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود(18)(12 انجيل متي 5) پس هر كه يكي از اين احكام كوچترين را بشكند و به مردم چنين تعليم دهد در ملكوت آسمان كمترين شمرده شود امّا هر كه بعمل آورد و تعليم نمايد او در ملكوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد(19 انجيل متي 5)
آسمان و زمين زايل ميشود ليكن سخنان من زايل نخواهد شد(33 انجيل لوقا 21)
2006/10/4
آیا این گونه باید شبانی کرد؟
كتاب مقدس به مسيح نسبت مي دهد كه گفته است : من شبان نيكو هستم شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مينهد (11 انجيل يوحنّا 10)
آيا به نظر شما عاقلانه است كه وقتي چوپاني مي بيند گرگ به گوسفندي حمله كرده است ، خود را قرباني كند تا گرگ گوسفند را رها كرده و چوپان را بخورد و به بقيه گوسفندها كاري نداشته باشد؟! البته در دو حالت اين كار ممكن است : يكي اين كه چوپان ديوانه باشد و ديگري اين كه چوپان بخواهد خودكشي كرده و با اين كار از صاحب گوسفندان انتقام بگيرد. البته تنها در مسيحيتي كه مدعي است عقلش بيشتر از اسلام است چنين چيزي ممكن است !!
2006/10/3
چرا بايد خداوند بره باشد؟
چرا شما مسيحيان مي گوييد ، خداوند چوپان و شبانِ گوسفند يا برّه (گوسفند ماده) است ؟ منظورتان چيست؟
براي نمونه يوحنا از زبان مسيح مي نويسد : من شبان نيكو هستم شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مينهد (11 انجيل يوحنّا 10)
حال آن كه در مكاشفه يوحنا آمده است : ايشان با برّه جنگ خواهند نمود و برّه بر ايشان غالب خواهد آمد زيرا كه او ربّالارباب و پادشاه پادشاهان است و آناني نيز كه با وي هستند كه خوانده شده و برگزيده و امينند(14 مكاشفه يوحنّاي رسول 17)
اگر منظورتان دوستي و انعطاف و لطافت است به اين دليل كه پروردگار عشق و دوستي است ، در اين صورت مي پرسم آيا عاقلانه است كه خشم برّه آنچنان هراس بيافريند كه اركان زندگي ستمگران را به لرزه در آورد، در حدي كه به ژرفاي غارها پناه ببرند و مخفي گردند؟ همان گونه كه خود كتاب مقدس گفته است :
و پادشاهان زمين و بزرگان و سپه سالارن و دولتمندان و جبّاران و هر غلام و آزاد خود را در مغارهها و صخرههاي كوهها پنهان كردند(15 مكاشفه يوحنّاي رسول 6) و به كوهها و صخرهها ميگويند كه بر ما بيفتيد و ما را مخفي سازيد از روي آن تخت نشين و از غضب برّه (16 مكاشفه يوحنّاي رسول 6)
2006/10/3
مسيح عليه السلام از كدام نسل است؟
متي مي گويد كه مسيح عليه السلام از نسل سليمان بن داوود است (1: 6-7) و لوقا معتقد است(3: 31) عيسي از نسل ناتان بن داوود است .
و خود عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب كمال خلق پسر يوسف بن هالي(23 انجيل لوقا 3) بن متّات بن لاوي بن ملكي بن ينّا ابن يوسف(24 انجيل لوقا 3) بن متّاتيا ابن آموس بن ناحوم بن حسلي ابن نجّي(25 انجيل لوقا 3) بن مأت بن متاتيا ابن شمعي ابن يوسف بن يهودا(26 انجيل لوقا 3) ابن يوحنّا ابن ريسا ابن زروبابل بن سألتيئيل بن نيري(27 انجيل لوقا 3) ابن مالكي ابن ادّي ابن قوسام بن ايلمودام بن عير(28 انجيل لوقا 3) بن يوسي ابن ايلعاذر بن يوريم بن متّات بن لاوي(29 انجيل لوقا 3) ابن شمعون بن يهودا ابن يوسف بن يونان بن ايلياقيم(30 انجيل لوقا 3) بن مليا ابن مينان بن متّاتا ابن ناتان بن داود(31 انجيل لوقا 3)
بالاخره عيسي عليه السلام فرزند كيست ؟ خدا ؟ سليمان بن داوود ؟ ناتان بن داوود ؟ يا اصلا هر كس كه شما بفرماييد؟!
2006/10/1
تهمت زنای مسیحیان به مریم علیها سلام پاکترین بانوی جهان
چرا در عهد جديد عيسي را به نام مادرش يعني فرزند مريم (ابن مريم) نخوانده اند ، تا بر پاكي و عفاف مادرش تاكيد نمايند ؟! چرا به جاي آن گفته اند فرزند يوسف (ابن يوسف) ؟! چرا نويسندگان اناجيل به مريم عليها سلام تهمت زنا زده اند ؟! به طوري كه حتي لوقا دو بار تهمت زده است :
چون ايشان او را ديدند مضطرب شدند پس مادرش به وي گفت اي فرزند چرا با ما چنين كردي اينك پدرت و من غمناك گشته تو را جستجو ميكرديم(48 انجيل لوقا 2)
و خود عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب گمان پسر يوسف بن هالي بود(23 انجيل لوقا 3)
عبارت (حسب گمان) در نسخه هاي اصلي وجود ندارد . به اين دليل كه معمولا آن را داخل پرانتز يا با قلمي متفاوت مي نويسند. چون مطلبي توضيحي و حاشيه اي بوده است . به مرور مترجمان و دست اندر كاران كتاب مقدس اين پرانتز ها را حذف كرده اند و اين دو واژه بخشي از متن اصلي كتاب مقدس شده است . جالب آن كه تفسير تطبيقي كتاب مقدس ص 2075 مي نويسد : يوسف "پدر رسمي يسوع بوده است نه پدر حقيقي" . نويسندگان كتاب مقدس با اين تهمت خود در حقيقت مسيح عليه السلام را آزرده اند .
برخي از ترجمه هاي اين واژه را از سايت e-sword براي شما مي آوريم :
Luk 3:23 And Jesus himself, when he began to teach, was about thirty years of age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son of Heli, (ASV)
Luk 3:23 And Jesus at this time was about thirty years old, being the son as it seemed of Joseph, the son of Heli,(BBE)
Luk 3:23 When Jesus began to preach, he was about thirty years old. Everyone thought he was the son of Joseph. But his family went back through Heli, (CEV)دقت كنيد. اين مترجم عبارت مزبور را جزء متن به حساب آورده است.
Luk 3:23 Und er selbst, Jesus, begann ungefنhr dreißig Jahre alt zu werden, und war, wie man meinte, ein Sohn des Joseph, des Eli, (GEB)
Luk 3:23 Und Jesus war, da er anfing, ungefنhr dreißig Jahre alt, und ward gehalten für einen Sohn Josephs, welcher war ein Sohn Eli's, (GLB)
Luk 3:23 And2532 Jesus2424 himself846 began756 to be2258 about5616 thirty years of age5144, 2094 being5607 (as5613 was supposed)3543 the3588 son5207 of Joseph,2501 which was the son of Heli,2242 (KJV)
23 Jesus, when he began his ministry, was about thirty years of age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son of Heli, (ESV)
" 23 And Jesus Himself had become about thirty years of age, being (as was supposed) the son of Joseph, who was the son of Heli, (Third Millennium Bible)
2006/9/29
به نظر شما اشكال در گيرنده است يا فرستنده؟
متي مي گويد : پس تمام طبقات از ابراهيم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا جلاي بابل چهارده طبقه و از جلاي بابل تا مسيح چهارده طبقه(17 انجيل متي 1)
گفته متي آنچه را كه در اخبار روزگار اول يا تواريخ اول آمده است ، نقض مي كند. آنجا آمده است كه نسل هاي قسم دوم ، 18 طبقه هستند . متي اين موارد را جا انداخته است : يوآش(تواريخ اول 3: 12) ، أمصيا (تواريخ اول 3: 12) ، عزريا (تواريخ اول 3: 16) ، يهوياقيم و فدايا (تواريخ اول 3: 19) .
چطور خداوند فراموش كرده است اين اسامي را به متي وحي نمايد ؟ اصلا چرا خداوند اين نام ها را فراموش كرده است ؟ مگر نمي دانيد كه خداوند فراموش نمي كند ؟! مگر نمي دانيد كه خداوند راستگوست و جز به راستي سخن نمي گويد؟
من يهوه به عدالت سخن ميگويم و چيزهاي راست را اعلان مينمايم(19 اشعياء نبيّ 45)
پس بدان كه يهوه خداي تو او است خدا(9 تثنيه 7) خداي امين كه عهد و رحمت خود را با آناني كه او را دوست ميدارند و اوامر او را بجا ميآورند تا هزار پشت نگاه ميدارد(10 تثنيه 7)
خدا انسان نيست كه دروغ بگويد(28 اعداد 23) و از بني آدم نيست كه به اراده خود تغيير بدهد(29 اعداد 23) آيا او سخني گفته باشد و نكند(30 اعداد 23) يا چيزي فرموده باشد و استوار ننمايد(31 اعداد 23)
چرا متي از ترتيبي كه بر شمرده ، پنج نسل را از از بين داوود وسبي بابلي حذف كرده است؟ ر.ك : متى 1: 6-11.
آيا خودش اين نام ها را حذف كرده يا اين كه خداوند به او وحي نموده است ؟ اگر خداوند وحي كرده است ، پس چرا در كتاب نخست خود همين گونه وحي نكرده است ، البته در صورتي كه اين كتاب از آن خداوند باشد ؟! شايد بگوييد كه خداوند كلام خود را در عهد جديد نسخ كرده است . اگر نسخ كرده پس چرا خودش گفته آمده تا آن را مورد تاكيد قرار دهد نه اين كه نابودش كند :
2006/9/29
مسيح از نسل داود است يا هارون؟!
مسيح عليه السلام از نسل داوود مي باشد . از طرف ديگر بنا به گفته خداوند هيچ مردي نمي تواند وارد هيكل شود مگر اين كه از نسل هارون باشد . حال چطور مسيح عليه السلام كه از نسل داوود مي باشد رئيس كاهنان شده است :
به متن هاي زير از كتاب مقدس دقت كنيد:
و هارون و پسرانش را تعيين نما تا كهانت خود را بجا بياورند و غريبي كه نزديك آيد كشته شود(9 اعداد 3)
آيه زير نيز تاييد همان آيه قبلي است :
تا براي بني اسرائيل يادگار باشد تا هيچ غريبي كه از اولاد هارون نباشد به جهت سوزانيده بخور به حضور خداوند نزديك نيايد مبادا مثل قورح و جمعيتش بشود چنانكه خداوند به واسطه موسي او را امر فرموده بود(39 اعداد 16)
حال چطور مسيح عليه السلام رئيس كاهنان شده است :
از اين جهت ميبايست در هر امري مشابه برادران خود شود تا در امور خدا رئيس كهنه كريم و امين شده كفّاره گناهان قوم را بكند (17 رساله به عبرانيان 2)
پس چون رئيس كهنه عظيمي داريم كه از آسمانها در گذشته است يعني عيسي پسر خدا اعتراف خود را محكم بداريم(14 رساله به عبرانيان 4) زيرا رئيس كهنه نداريم كه نتواند همدرد ضعفهاي ما بشود بلكه آزموده شده در هر چيز به مثال ما بودن گناه(15 رساله به عبرانيان 4)
و همچنين مسيح نيز خود را جلال نداد كه رئيس كهنه بشود بلكه او كه به وي گفت تو پسر من هستي(4 رساله به عبرانيان 5)
و خدا او را به رئيس كهنه مخاطب ساخت به رتبه ملكيصدق(10 رساله به عبرانيان 5)
جائي كه آن پيشرو براي ما داخل شد يعني عيسي كه بر رتبه ملكيصدق رئيس كهنه گرديد تا ابدالآباد(20 رساله به عبرانيان 6)
زيرا كه ما را چنين رئيس كهنه شايسته است قدّوس و بيآزار و بيعيب و از گناهكاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گرديده (26 رساله به عبرانيان 7)
پس مقصود عمده از اين كلام اين است كه براي ما چنين رئيس كهنه هست كه در آسمانها بدست راست تخت كبرياء نشسته است(1 رساله به عبرانيان 8)
2006/9/29
خدايي كه نمي داند
چه كسي فرزندان يهورام را از مرگ نجات داد ؟ مثل اين كه خداوند اين مساله را به طور دقيق نمي داند ! به ترديد كتاب مقدس دقت كنيد :
يهواخاز: و بر يهودا هجوم آورده در آن ثلمه انداختند و تمامي اموالي كه در خانه پادشاه يافت شد و پسران و زنان او را نيز به اسيري بردند و براي او پسري سواي پسر كهترش يهواخاز باقي نماند(17 دوم تواريخ ايام 21)
أخزيا : و ساكنان اورشليم پسر كهترش اخزيا را در جايش به پادشاهي نصب كردند زيرا گروهي كه با عربان بر اردو هجوم آورده بودند همه پسران بزرگش را كشته بودند( 1دوم تواريخ ايام 22)
2006/9/25
خدایی که نمی تواند حتی از خودش دفاع کند !
خدايي كه ناتوان است . آيا شما چنين خدايي را مي پرستيد ؟ خدايي كه نمي تواند حتي از خود دفاع كند ؟!
در انجيل يوحنا مي خوانيم :
و بعد از آن عيسي در جليل ميگشت زيرا نميخواست در يهوديّه راه رود چون كه يهوديان قصد قتل او ميداشتند(1 انجيل يوحنّا 7)
و نيز در انجيل متي آمده است :
و پطرس و دو پسر زبدي را برداشته بينهايت غمگين و دردناك شد(37 انجيل متّي 26) پس بديشان گفت نفس من از غايت الم مشرف به موت شده است در اينجا مانده با من بيدار باشيد(38 انجيل متّي 26) پس قدري پيش رفته بر وي در افتاد و دعا كرده گفت اي پدر من اگر ممكن باشد اين پياله از من بگذرد ليكن نه به خواهش من بلكه به اراده تو(39 انجيل متّي 26) و نزد شاگردان خود آمده ايشان را در خواب يافت و به پطرس گفت آيا همچنين نميتوانستيد يكساعت با من بيدار باشيد(40 انجيل متّي 26) بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض آزمايش نيفتيد روح راغبست ليكن جسم ناتوان(41 انجيل متّي 26) و بار ديگر رفته باز دعا نموده گفت اي پدر من اگر ممكن نباشد كه اين پياله بدون نوشيدن از من بگذرد آنچه اراده توست بشود(42 انجيل متّي 26) و آمده باز ايشان را در خواب يافت زيرا كه چشمان ايشان سنگين شده است(43 انجيل متّي 26) پس ايشان را ترك كرده رفت و دفعه سيّم به همان كلام دعا كرد(44 انجيل متّي 26) آنگاه نزد شاگردان آمده بديشان گفت مابقي را بخوابيد و استراحت كنيد) انجيل متّي 26) الحال ساعت رسيده است كه پسر انسان بدست گناهكاران تسليم شود(45 انجيل متّي 26)
2006/9/25
خداوند يا جاني انتقام جو
به نظر شما خداوند با يك گناهكار يا نسل وي چگونه بايد برخورد كند ؟ آيا بايد نعوذ بالله مانند يك شخص جاني انتقام جويي كند؟! يا آن گونه كه در شأن خداوندگاري است ، عمل نمايد ؟
وي را گفت يهوه خداي اسرائيل چنين ميگويد كه تو را بر قوم خداوند يعني اسرائيل به پادشاهي مسح كردم و خاندان آقاي خود اخآب را خواهي زد تا من انتقام خون بندگان خود انبيا را و خون جميع بندگان خداوند را از دست ايزابل بكشم(6 دومپادشاهان 9) و تمامي خاندان اخآب هلاك خواهند شد و از اخآب هر مرد را و هر بسته و رها شده در اسرائيل را منقطع خواهم ساخت(7 دومپادشاهان 9)
متن فوق از كتاب مقدس را با متن زير از همين كتاب مقايسه كنيد :
و كلام خداوند بر من نازل شده گفت(1 حزقيال 18)شما چه كار داريد داريد كه اين مثل را در باره زمين اسرائيل ميزنيد و ميگوييد)حزقيال 18) پدران انگور ترش خوردند و داندانهاي پسرا ن كند گرديد(2 حزقيال 18) خداوند يهوه ميگويد به حيات خودم قسم كه بعد از اين اين مثل را در اسرائيل نخواهيد آورد(3 حزقيال 18) اينك همه جانها از آن منند چنانكه جان پدر اسن همچنين جان پسر نير هر دوي آنها از آن من ميباشند)حزقيال 18) هر كسي كه گناه ورزد او خواهد مرد(4 حزقيال 18) و اگر كسي عادل باشد و انصاف و عدالت را به عمل آورد(5 حزقيال 18) و بر كوهها نخورد و چشمان خود را به سوي بتهاي خاندان اسرائيل بر نيفرازد وزن همسايه خود را بي عصمت نكند و به زن حايض نزديكي ننمايد(6 حزقيال 18) و بر كسي ظلم نكند و گرو قرضدار را به او رد نمايد و مال كسي را به غصب نبرد بلكه نان خود را به گرسنگان بدهد و برهنگان را به جامه بپوشاند(7 حزقيال 18) و نقد را به سود ندهد و برنج نگيرد بلبكه دست خود را از ستم برداشته انصاف حقيقي را در ميان مردمان اجرا دارد(8 حزقيال 18) و به فرايض من سلوك نموده و احكام مرا نگاه داشته به راستي عمل نمايد)حزقيال 18) خداوند يهوه ميفرمايد كه آن شخص عادل است و البته زنده خواهد ماند(9 حزقيال 18) اما اگر او پسري ستم پيشه و خون ريز توليد نمايد كه يكي از اينكارها را به عمل آورد(10 حزقيال 18) و هيچكدام از آن اعمال نيكو را به عم نياورد بلكه بر كوهها يز بخورد و زن همساايه خود را بي عصمت سازد(11 حزقيال 18) و بر فقيران و مسكينان ظلم نموده مال مردم را به غصب ببرد و گرو را پس ندهد بلكه چشمان خود را به سوي بتها بر افراشته مرتكب رجاسات بشود(12 حزقيال 18) و نقد را به سود داده ربح گيرد)حزقيال 18) آيا او زنده خواهد ماند البته او زنده نخواهد ماند و به سبب همه رجاسات تي كه بجا آورده است خواهد مرد و خونش بر سرش خواهد بود(13 حزقيال 18) و اگر پسري توليدنمايد كه تمامي گناهان را كه پدرش بجا ميآورد ديده بترسد و مثل آنها عمل ننمايد(14 حزقيال 18) و بر كوهها نخورد و چشمان خود را به سوي بتهاي خاندان اسرائيل برنيفرازد و زن همسايه خويش بي عصمت نكند(15 حزقيال 18) و بر كسي ظلم نكند و گرو نگيرد و مال احدي را به غصب نبرد بلكه نان خود را به گرسنگان دهد و برهنگان را ببهه جامه پوشاند(16 حزقيال 18) و دست خود را از فقيران برداشته سود و ربح نگيرد و احكام مرا بجا آورده به فرايض من سلوك نمايد او به سبب گناه پدرش نخواهد مرد بلكه البته زنده خواهد ماند(17 حزقيال 18) و اما پدرش چونكه با برادران خود به شدت ظلم نموده مال ايشان را غصب نموده و اعمال شنيع را در ميان خود بجا آورد او البته به سبب گناهانش خواهد مرد(18 حزقيال 18) ليكن شما ميگوييد چرا چنين است)حزقيال 18) اگر پسر انصاف و عدالت را بجا آورده تمامي فرايض مرا نگاه دارد و به آنها عمل نمايد او البته زنده خواهد ماند(19 حزقيال 18) هر كه گناه كند او خواهد مرد)حزقيال 18) پسر متحمل گناه پدر خود نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود)حزقيال 18) عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شرير بر خودش خواهد بود(20 حزقيال 18) و اگر مرد شرير از همه گناهاني كه ورزيده باشد بازگشت نمايد و جميع فرايض مرا نگاه داشته انصاف و عدالت را بجا آورد او البته زنده مانده نخواهد مرد(21 حزقيال 18) تمامي تقصيرهايي كه كرده باشد به ضد او به ياد آوزده نخواهد شد بلكه در عدالتي كه كرده باشد طنده خواهد ماند(22 حزقيال 18) خداوند يهوه ميفرمايد ايا من از مردن مرد شرير مسرور ميباشم)حزقيال 18) ني بلكه از اينكه از رفتار خود بازگشت نموده زنده ماند(23 حزقيال 18) و اگر مرد عادل از عدالتش برگردد و ظلم نموده موافق همه رجاساتي كه شريران ميكنند عمل نمايد آيا او زنده خواهد ماند)حزقيال 18) ني بلكه تمامي عدالت او كه كرده است بياد آورده نخواهد شد و در خيانتي كه نموده و در گناهي كه ورزيده است خواهد مرد(24 حزقيال 18) اما شما ميگوييد كه طريق خداوند موزون نيست)حزقيال 18) پس حال اي خاندان اسرائيل بشنويد آيا طريق من غير موزون است و آيا طريق شما غير موزون نيست (25 حزقيال 18) چونكه مرد عادل از عدالتش برگردد و ظلم كند در آن خواهد مرد)حزقيال 18) به سبب ظلمي كه كرده است خواهد مرد(26 حزقيال 18) و چون مرد شرير از شرارتي كه كرده است بازگشت نمايد و انصاف و عدالت را بجا آورد جان خود را زنده نگاه خواهد داشت(27 حزقيال 18) چونكه تعقل نموده از تمامي تقصيرهايي كه كرده بود بازگشت كرد البته زنده خواهد ماند و نخواهد مرد(28 حزقيال 18) ليكن شما اي خاندان اسرائيل ميگوييد كه طريقه خداوند موزون نيست)حزقيال 18) اي خاندان اسرائيل آيا طريق من غير موزون است و آيا طريق شما غير موزون نيست(29 حزقيال 18) بنا بر اين خداوند يهوه ميگويد اي خاندان اسرائيل من بر هر يك از شما موافق رفتارش داوري خواهم نمود پس توبه كنيد و از همه تقصيرهاي خود بازگشت نماييد تا گناه موجب هلاكت شما نشود(30 حزقيال 18) تمامي تقصيرهاي خويش را كه مرتكب آنها شدهايد از خود دور اندازيد و دل تاره و روح تازهاي براي خود ايجاد كنيد زيرا كه اي خاندان اسرائيل براي چه بميريد(31 حزقيال 18) زيرا خداوند يهوه ميگود من از مرگ آن كس كه ميميرد مسرور نميباشم پس بازگشت نموده زنده مانيد(32 حزقيال 18)
2006/9/24
مي شناسد ولي نمي شناسد!
و چون شاؤول داود را ديد كه به مقابله فلسطيني ميرود به سردار لشگرش ابنير گفت اي ابنير اين جوان پسر كيست ابنير گفت اي پادشاه به جان تو قسم كه نميدانم(55 اولسموئيل 17) پادشاه گفت بپرس كه اين جوان پسر كيست(56 اولسموئيل 17) و چون داود از كشتن فلسطيني برگشت ابنير او را گرفته به حضور شاؤول آورد و سر آن فلسطيني در دستش بود(57 اولسموئيل 17) و شاؤول وي را گفت اي جوان تو پسر كيستي داود گفت پسر يسّاي بيت لحمي هستم(58 اولسموئيل 17)
شاؤول چگونه وي را نمي شناسد ، حال آن كه در يك فصل قبل از اين آمده است كه وي را بسيار دوستدار و عاشق بود و سلاحدار او شد ؟
پس آقاي ما بندگان خود را كه به حضورت هستند امر فرمايد تا كسي را كه بر بربط نواختن ماهر باشد بجويند و چون روح بد از جانب خدا بر تو بيايد به دست خود بنوازد و تو را نيكو خواهد شد(14 اولسموئيل 16) و شاؤول به بندگان خود گفت الان كسي را كه به نواختن ماهر باشد براي من پيدا كرده نزد من بياوريد (15 اولسموئيل 16)و يكي از خادمانش در جواب وي گفت اينك پسر يسّا بيت لحمي را ديدم كه به نواختن ماهر و صاحب شجاعت و مرد جنگ آزموده و فصيح زبان و شخص نيكو صورت است و خداوند با وي ميباشد (16 اولسموئيل 16) پس شاؤول قاصدان نزد يسّا فرستاد گفت پسرت داود را كه با گوسفندان است نزد من بفرست(17 اولسموئيل 16) آنگاه يسّا يك بار الاغ از نان و يك مشك شراب و يك بزغاله گرفته به دست پسر خود داود نزد شاؤول فرستاد(18 اولسموئيل 16) و داود نزد شاؤول آمد به حضور وي ايستاد و او وي را بسيار دوستدار و عاشق بود و سلاحدار او شد(19 اولسموئيل 16) و شاؤول نزد يسّا فرستاده گفت داود نزد من بماند زيرا كه به نظرم پسند آمد(20 اولسموئيل 16) و واقع ميشد هنگامي كه روح بد از جانب خدا بر شاؤول ميآمد كه داود بربط گرفته به دست خود مينواخت و شاؤول را راحت و صحت حاصل ميشد و روح بد او را ميرفت(21 اولسموئيل 16)
مسيحيتي كه سرشار از عقل (!) است، اين مطلب را چگونه براي ايماندارانش توضيح مي دهد؟
