2009/2/7
مبالغهگويي در كتاب مقدس
يكي از اصولي كه بايد در رهبران ديني متجلي باشد اين است كه در راه هدايت بشر تمام آنچه هست را بگويند و از هر گونه مبالغه يا حتي كمگويي پرهيز نمايند.
يوحنا در انجيل خود در فصل بيست و يك، آيه بيست و پنج نوشته است: و ديگر كارهاي بسيار عيسي بجا آورد كه اگر فرداً فرداً نوشته شود گمان ندارم كه جهان هم گنجايش نوشتهها را داشته باشد.صرف نظر از آيات قبل ، هر كس اين آيه را بخواند ميپندارد كه منظور يوحنا كليه معجزات ، كرامات و تاريخ زندگي حضرت مسيح عليهالسلام است . ولي در آيه فوق يوحنا دارد به معجزاتي اشاره مي كند كه بعد از رستاخيز مسيح در مدت چهل روز توسط ايشان صورت گرفته است. چنان كه در سفر اعمال رسولان در فصل يك آيه سه به اين مدت اشاره شده است.
خوب . اكنون ما فرض ميكنيم كه در اين چهل روز (در آن پنج شش مرتبه اي كه مسيح ظهور كرد) ، به طور ميانگين روزي ده معجزه از آن حضرت صادر شده باشد . يعني حداكثر ميشود شصت معجزه... .
به نظر شما براي شصت معجزه يا حتي چند ده برابر آن مثلا ششصد معجزه آيا درست است كه چنين عبارت اغراق آميزي گفته شود:
و ديگر كارهاي بسيار عيسي بجا آورد كه اگر فرداً فرداً نوشته شود گمان ندارم كه جهان هم گنجايش نوشتهها را داشته باشد.
2008/1/5
كتاب مقدس را چه كسي نوشته است؟
بعد از پرسوجو دانستم كه دوستان مسيحي نيز در نويسندگان بيشتر قسمتهاي آن اختلاف نظر دارند. رفتم به دنبال اتفاق نظرها، كه البته آن را اتفاق هم نميتوانيد ناميد، ولي به هر حال نظر اكثريت است، ديگر! و محترم. پرسيدم: تورات يا همان أسفار پنجگانه از كيست؟ گفتند: موسي عليهالسلام خود آن را نگاشته.
از پيدايش شروع كردم به خواندن. با علاقه ادامه دادم تا ببينم موسي، پيامبر بزرگ بنياسرائيل، براي ما از سوي خداوند چه كلامي را هديه آورده است. خواندم و خواندم تا رسيدم به تثنيه 34 : 5 و6. و خواندم. دوباره خواندم. خداي من، مگر اينها را موسي عليهالسلام ننوشته، پس چرا همچنان دارد مينويسد...جزئياتِ حوادثِ بعد از مرگش را!
پس موسي بنده خداوند مرد. و او را در زمين موآب در مقابل بيت فعور در دره دفن كرد، و أحدي قبر او را تا امروز ندانسته است. موسي چون وفات يافت صد و بيست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش كم شده بود و بني اسراييل براي موسي در عربات موآب، سي روز ماتم گرفتند. پس روزهاي ماتم و نوحهگري براي موسي سپري گشت. و(بني اسراييل) يوشع بن نون ...را اطاعت كردند...نبياي مثل موسي تا به حال در اسراييل بر نخواسته است كه خداوند او را رو بهرو شناخته باشد. (تثنيه 34 : 5-10).
عجـــــــــب! و چه اتفاقي!؟ البته در نظر. چگونه ممكن است موسي عليهالسلام درباره خودش بنويسد: <أحدي قبر او را تا امروز ندانسته است.>؟!
2007/5/29
هنوز دارد می نویسد!
رود اردن غمگين بود، چون موسي پيامبر خدا در كرانه شرقي وي، سر بر آغوش خاك نهاد و از دنيا رفت.
..بعد از وفات موسى..خداوند يوشع بن نون خادم موسى را خطاب كرده گفت: موسى بنده من وفات يافته است. پس الان برخيز و از اين اردن عبور كن... بامدادن يوشع بهزودى برخاسته او و تمامى بنى اسرائيل از شطّيم روانه شده، به اردنّ آمدند و قبل از عبور كردن، در آنجا منزل گرفتند.
پس يوشع، جانشين موسي از رود گذشت و موسي عليه السلام از آن عبور نكرد، چنان كه موسي خود فرموده است:
و خداوند به من گفته است كه از اين اردن عبور نخواهى كرد.
مسيحيان همه با هم ميگويند: نويسنده تورات و از جمله تثنيه خود حضرت موسي است؛ اما در كتاب مقدس در نخستين آيه سفر تثنيه ميخوانيم:
اين است سخنانى كه موسى به آنطرف اردن در بيابان عربه، مقابل سوف در ميان فاران و توفل و لابان و حفيروت و دى ذهب با تمامى اسرائيل گفت.
نويسنده اين جمله بايد از رود اردن گذر کرده باشد، تا بتواند بگويد <آن طرف رود اردن>؛ در حالي که موسي خود فرمود بدان سو نميرود و در همين سوي شرقي جان سپرد. پس اين چه كسي است كه دارد تورات را به نام موسي مينويسد؟!
2006/11/24
خداوند كي درخت را آفريد؟
روز پنجم : و خدا گفت همانا همه علفهاي تخم داري كه بر روي زمين تمام زمين است و همه درختهايي كه در آنها ميوه درخت تخم دار است به شما دادم تا براي شما خوراك باشد(29 پيدايش 1)
بعد از روز هفتم : و هيچ نهال صحرا هنوز در زمين نبود و هيچ علف صحرا هنوز نروييده بود زيرا خداوند خدا باران بر زمين نبارانيده بود و آدمي نبود كه كار زمين را بكند(5 پيدايش 2)
كدام يك صحيح است؟
2006/11/23
خداوند چه زماني نور را آفريد ؟ در همان روز اول يا در روز چهارم ؟
اين نورهايي كه خداوند آنها را در روز چهارم آفريد، تا شب را از روز جدا كنند و بر زمين روشنايي دهند، را چگونه تفسير مي كنيد؟ چه بودند و كي آفريده شدند؟
در ابتدا خدا آسمانها و زمين را آفريد (1 ) و زمين تهي و باير بود و تاريكي بر روي لجه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت(2) و خدا گفت روشنايي بشود و روشنايي شد(3) و خدا روشنايي را ديد كه نيكو است و خدا روشنايي را از تاريكي جدا ساخت(4) و خدا روشنايي را روز ناميد و تاريكي را شب ناميد و شام بود و صبح بود روز اول(5) و خدا گفت فلكي باشد در ميان آبها و آبها را از آبها جدا كند(6) و خدا فلك را بساخت و آبهاي زير فلك را از آبهاي بالاي فلك جدا كرد و چنين شد(7 ) و خدا فلك را آسمان ناميد و شام بود و صبح بود روزي دوم(8 ) و خدا گفت آبهاي زير آسمان در يك جا جمع شود و خشكي ظاهر شود و چنين شد(9 ) و خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آبها را دريا ناميد و خدا ديد كه نيكو است(10 ) و خدا گفت زمين نباتات بروياند علفي كه تخم بياورد و درخت ميوهاي كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد بر روي زمين و چنين شد(11 ) و زمين نباتات را رويانيد علفي كه موافق جنس خود تخم آورد و درخت ميوه داري كه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا ديد كه نيكو است(12 ) و شام بود و صبح بود روزي سيم(13 ) و خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند(14 ) و نيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند و چنين شد(15 ) و خدا دو نير بزرگ ساخت نير اعظم را براي سلطنت روز و نيز اصغر را براي سلطنت شب و ستارگان را(16 ) و خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت تا بر زمين روشنايي دهند(17 ) و تا سلطنت نمايند بر روز و بر شب و روشنايي را از تاريكي جدا كنند و خدا ديد كه نيكو است(18 ) و شام بود و صبح بود روزي چهارم (سفر پيدايش 1: 1-19 ).
به عبارت ديگر خداوند چه زماني نور را آفريد تا روز را از شب جدا كند ؟ در همان روز اول آفريد (پيدايش 1:3-5 ) يا در روز چهارم ( پيدايش 14:1)؟
2006/11/22
چگونه سه روز قبلي آمدند و تمام شدند و چطور روز چهارم رسيد؟!
در كتاب مقدس آمده است كه خداوند خورشيد و ماه را در روز چهارم آفريد تا شب را از روز جدا كنند و بر زمين روشنايي دهند. سوال : بدون اين كه هنوز خورشيد و ماه آفريده شوند ، چگونه سه روز قبلي آمدند و تمام شدند و چطور روز چهارم رسيد؟!
و شام بود و صبح بود روزي سيم 13 )پيدايش ( 1 و خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند14 )پيدايش1) و نيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند و چنين شد15 )پيدايش1)
2006/11/20
كاهني كه يهوديان او را در خانه خداوند كشتند ، چه كسي بود ؟
1- پس روح خدا زكريّا ابن يهويا داع كاهن را ملبّس ساخت و او بالاي قوم ايستاده به ايشان گفت خدا چنين ميفرمايد(18 دوم تواريخ ايام 24) شما چرا از اوامر يهوه تجاوز مينمائيد پس كامياب نخواهيد شد( 19دوم تواريخ ايام 24) چون كه خداوند را ترك نمودهايد او شما را ترك نموده است(20 دوم تواريخ ايام 24) و ايشان بر او توطئه نموده او را به حكم پادشاه در صحن خانه خداوند سنگسار كردند(21 دوم تواريخ ايام 24)
2- تا همه خونهاي صادقان كه بر زمين ريخته شد بر شما وارد آيد(34 انجيل متّي 23) از خون هابيل صديق تا خون زكريّا ابن برخيا كه او را در ميان هيكل و مذبح كشتيد(35 انجيل متّي 23) هر آينه به شما ميگويم كه اين همه بر اين طايفه خواهد آمد(36 انجيل متّي 23) ...
3- در ماه هشتم از سال دوّم داريوش كلام خداوند بر زكريّا ابن بركيّا ابن عدّوي نبيّ نازل شده گفت(1 زكريّاي نبيّ 1) خداوند ...
در اينجا كدام يك از نويسندگان كتاب مقدس نام او را اشتباه آورده اند و كدام يك درست : زكريا بن يهويا يا زكريا بن بركيا يا برخيا ؟ از كجا بفهميم كدام يك درست است؟ وحي خداوند كدام است ؟
2006/11/19
آيا فرشتگان مي خورند و مي آشامند ؟
همه اديان اتفاق نظر دارند كه فرشتگان موجوداتي ناسوتي و زميني نيستند ، لذا مانند ما نه مي خورند و نه مي آشامند . اما در كتاب مقدس در داستان حضرت ابراهيم عليه السلام آمده است :
پس ابراهيم به خيمه نزد ساره شتافت و گفت سه كيل از آرد ميده به زودي حاضر كن و آن را خمير كرده گردها بساز(7 پيدايش 17) و ابراهيم به سوي رمه شتافت و گوساله نازك خوب گرفته به غلام خود داد تا بزودي آن را طبخ نمايد(8 پيدايش 17) پس كره و شير و گوساله را كه ساخته بود گرفته پيش روي ايشان نهاد و خود در مقابل ايشان زير درخت ايستاد تا خوردند(9 پيدايش 17) ...
همان طور كه خوانديد بر اساس كتاب مقدس فرشتگان هم مي خورند و هم مي آشامند. فرشتگان از جنس روحند نه جسم دنيايي . آيا واقعا چنين ماجرايي كه در كتاب مقدس آمده است ، ممكن است ؟!
2006/11/19
از اينها چه مي دانيد ؟
مترجم هر يك از اناجيل چه كسي بوده ؟ سطح علمي ، واژه شناسي و تسلط وي به زبان مبدأ و مقصد در چه حد بوده ؟ ميزان خدا ترسي و تخصص وي در دين چقدر بوده است ؟ مرد بوده يا زن؟ به اطلاعات جامعي نياز دارم . در هيچ كتابي نيافتم . شما خودتان اين اطلاعات را از كجا به دست مي آوريد ؟ به من هم بگوييد . متشكرم .
2006/11/17
آیا حذف نشانه تحریف نیست؟
در انجيل متي آمده است : آنگاه سخني كه به زبان ارمياي نبيّ گفته شده بود تمام گشت : سي پاره نقره را برداشتند بهاي آن قيمت كرده شده كه بعضي از بني اسرائيل بر او قيمت گذاردند(9 انجيل متّي 27)
عبارت مزبور كه از زبان ارميا جاري شده در كجاي سفر إرمياي نبي آمده است ؟ من هر چه گشتم نيافتم . پژوهشگران مسيحي نيز در اين باره زياد گشته اند و چيزي نيافته اند . علت چيست ؟ آيا مترجمان آن را جا انداخته اند يا فراموش شده است يا .. ؟ البته در خود سفر إرميا مي خوانيم : چگونه ميگوئيد كه ما حكيم هستيم و شريعت خداوند با ما است(7 ارمياء نبيّ 8) بتحقيق قلم كاذب كاتبان به دروغ عمل مينمايد(8 ارمياء نبيّ 8)
2006/11/11
چه نيازي به باران بود؟
خداوند در علت نبودن نهال و علف مي فرمايد : « زيرا خداوند خدا باران بر زمين نبارانيده بود » . سوال اين است كه در آن مرحله تمام زمين آكنده از آب بود و براي رويش گياهان چه نيازي به باران بود ؟!
2006/11/11
گياه بدون نور؟!
در ماجراهاي روز سوم آفرينش آمده است : و خدا گفت زمين نباتات بروياند علفي كه تخم بياورد و درخت ميوهاي كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد بر روي زمين و چنين شد(11 :1) و زمين نباتات را رويانيد علفي كه موافق جنس خود تخم آورد و درخت ميوه داري كه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا ديد كه نيكو است ( پيدايش 12:1 )
از طرف ديگر مي بينيم در ماجراهاي روز چهارم آمده است : و خدا گفت نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند(14 :1) و نيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند و چنين شد(15 :1)
به عبارت ديگر خورشيد بعد از آفرينش درخت و رستني ها ، خلق شد. حال اين ترتيب غير منطقي چگونه ممكن است ؟ مگر گياهان به نور خورشيد نياز ندارند، پس چطور گياهان قبل از خورشيد آفريده شدند ؟!
2006/11/9
خداوند چه زماني انسان را آفريد؟
و شام بود و صبح بود روزي پنجم(23 :1) و خدا گفت زمين جانوران را موافق اجناس آنها بيرون آورد بهايم و حشرات و حيوانات زمين به اجناس آنها و چنين شد(24 :1) پس خدا حيوانات زمين را به اجناس آنها بساخت و بهايم را به اجناس آنها و همه حشرات زمين را به اجناس آنها و خدا ديد كه نيكو است (25) و خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق شبيه ما بسازيم تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و بر تمامي زمين و هم حشراتي كه بر زمين ميخزند حكومت نمايد(26) پس خدا آدم را به صورت خود آفريد او را به صورت خدا آفريد ايشان را نر و ماده آفريد(27 پيدايش 1)
و آسمانها و زمين و همه لشكر آنها تمام شد(1 پيدايش)و در روز هفتم خدا از همه كار خود كه ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همه كار خود كه ساخته بود آرامي گرفت(2 پيدايش 2) پس خدا روز هفتم را مبارك خواند و آن را تقديس نمود زيرا كه در آن آرام گرفت از همه كار خود و ساخت(3 پيدايش 2) اين است پيدايش آسمانها و زمين در حين آفرينش آنها در روزي كه يهُوه خدا زمين و آسمانها را بساخت(4 پيدايش 2) و هيچ نهال صحرا هنوز در زمين نبود و هيچ علف صحرا هنوز نروييده بود زيرا خداوند خدا باران بر زمين نبارانيده بود و آدمي نبود كه كار زمين را بكند(5 پيدايش 2) و مه از زمين بر آمده تمام روي زمين را سيراب ميكرد(6 پيدايش 2) خداوند خدا پس آدم را از خاك زمين بسرشت و در بيني وي روح حيات دميد و آدم نفس زنده شد(7 پيدايش 2)
2006/11/3
چگونه ممكن است خداوند براي كاري كه انجام آن محال است ، مجازات تعيين نمايد ؟
مثال مي زنم . آيا حكيمانه است خداوند بگويد اگر كسي به آسمان هفتم برود و يك سوراخ در جو آسمان هفتم به قطر مثلا 1000 متر ايجاد كند ، او را در آتش جهنم خواهم سوزاند؟! هر كس اين مثال مرا بشنود در نخستين برخورد خواهد خنديد. اما وقتي به برخي از دوستان مسيحي مي گويم كتاب مقدس تحريف شده است ، مي گويند چنين چيزي غير ممكن است . چون خداوند هنگام نوشتن وحي كاتبان را از خطا مصون داشته است . سوال من اين است كه اولا با وجود اين همه تناقض و اشتباه در كتاب مقدس چگونه مي توان گفت اين كتاب از سوي كاتباني الهي نوشته شده است و ثانيا اگر تحريف كتاب مقدس غير ممكن است ، پس چرا خداوند براي آن مجازات تعيين نموده است؟!
در مكاشفه يوحنا آمده است : زيرا هر كس را كه كلام نبوّت اين كتاب را بشنود شهادت ميدهم كه اگر كسي بر آنها بيفزايد خدا بلاياي مكتوب در اين كتاب را بر وي خواهد افزود(18 مكاشفه يوحنّاي رسول 22) و هرگاه كسي از كلام اين نبوّت چيزي كم كند خدا نصيب او را از درخت حيات و از شهر مقدّس و از چيزهائي كه در اين كتاب نوشته است منقطع خواهد كرد(19 مكاشفه يوحنّاي رسول 22)
اگر تحريف كردن كتاب مقدس محال است ، پس چرا خداوند بر تحريف آن وعده عقاب داده ؟ از دو حال خارج نيست يا تحريف آن ممكن است يا اين كه وعده و كار خداوند حكيمانه نيست. نظر شما چيست ؟
2006/10/20
در بني اسرائيل نه عقيم هست و نه نازا و نه بيمار حتي در بين حيواناتشان؟!
از همه قومها مباركتر خواهي شد و در ميان شما و بهايم شما نر يا ماده نازاد نخواهد بود(15 تثنيه 7) و خداوند هر بيماري را از تو دور خواهد كرد و هيچكدام از مرضهاي بد مصر را كه ميداني بر تو عارض نخواهد گردانيد بلكه بر تمامي دشمنانت آنها را خواهد آورد(16 تثنيه 7) ... .
به نظر شما اين مطلب كه در كتاب مقدس آمده است ، چقدر صحت دارد؟!
2006/10/20
آيا مار هر روز بايد خاك بخورد؟!
آيا غذاي هر روز مار خاك است؟!
در كتاب مقدس آمده است : پس خداوند خدا به مار گفت چونكه اين كار كردي از جميع بهايم و از همه حيوانات صحرا ملعونتر هستي بر شكمت راه خواهي رفت و تمام ايام عمرت خاك خواهي خورد(13 پيدايش 3)
نمي دانم از نظر علمي چنين چيزي ثابت شده است يا نه . آنچه در منابع علمي ديده ام اين بوده كه مارها بيشتر به حشرات و حيوانات كوچك و گاه بزرگ علاقمندند و آنها را شكار مي كنند . اگر دوستان مسيحيم در اين مورد نظري دارند مشتاقم بدانم . البته به صورت مستند . يعني اگر در كتابي علمي و مرجع ، آمده باشد كه غذاي مار خاك است آن را با آدرس ذكر كنند .
2006/10/19
آيا مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
آيا مرد حق دارد دخترش را بفروشد ؟ بر اساس كتاب مقدس ظاهرا بلي.
ظاهرا كتاب مقدس اين حق را به مرد مي دهد . در سفر خروج باب 21 آيه 7 آمده است :
اما اگر شخصي دختر خود را به كنيزي بفروشد مثل غلالمان بيرون نرود(7 خروج 21)
2006/10/14
نحوه خبر از تولد مسيح عليه السلام
حالت و نام آن شخصي كه فرشتگان بر او نازل شدند تا آمدن مسيح عليه السلام را به او نسبت بدهند ، در انجيل هاي متي و مرقس به صورت متفاوتي آمده است . در متي آمده است كه وي يوسف بود و در خواب به او گفتند (متى 1: 24) و در لوقا آمده مريم بود و در بيداري. البته به بيداري مريم تصريح نشده اما وقتي مي بينيم كه در لوقا مريم فرشتگان را مي بيند و آنها به او سلام مي كنند(لوقا 1: 29 و 28) ، پس نتيجه مي گيريم كه در بيداري بوده است.
سوال اين است كه آيا اين دو انجيل در صدد بيان يك مطلب بوده اند اما اشتباه كرده اند (كه در اين صورت همان مساله معروف تحريف پيش مي آيد) يا اين كه هر دو روايتي متفاوت از دو موضوع مختلف را ارائه مي دهند . اگر دومي است ، پس چرا هر يك بخشي از داستان را فرو نهاده اند؟ علاقمندم بيشتر بدانم .
2006/10/1
تهمت زنای مسیحیان به مریم علیها سلام پاکترین بانوی جهان
چرا در عهد جديد عيسي را به نام مادرش يعني فرزند مريم (ابن مريم) نخوانده اند ، تا بر پاكي و عفاف مادرش تاكيد نمايند ؟! چرا به جاي آن گفته اند فرزند يوسف (ابن يوسف) ؟! چرا نويسندگان اناجيل به مريم عليها سلام تهمت زنا زده اند ؟! به طوري كه حتي لوقا دو بار تهمت زده است :
چون ايشان او را ديدند مضطرب شدند پس مادرش به وي گفت اي فرزند چرا با ما چنين كردي اينك پدرت و من غمناك گشته تو را جستجو ميكرديم(48 انجيل لوقا 2)
و خود عيسي وقتي كه شروع كرد قريب به سي ساله بود و حسب گمان پسر يوسف بن هالي بود(23 انجيل لوقا 3)
عبارت (حسب گمان) در نسخه هاي اصلي وجود ندارد . به اين دليل كه معمولا آن را داخل پرانتز يا با قلمي متفاوت مي نويسند. چون مطلبي توضيحي و حاشيه اي بوده است . به مرور مترجمان و دست اندر كاران كتاب مقدس اين پرانتز ها را حذف كرده اند و اين دو واژه بخشي از متن اصلي كتاب مقدس شده است . جالب آن كه تفسير تطبيقي كتاب مقدس ص 2075 مي نويسد : يوسف "پدر رسمي يسوع بوده است نه پدر حقيقي" . نويسندگان كتاب مقدس با اين تهمت خود در حقيقت مسيح عليه السلام را آزرده اند .
برخي از ترجمه هاي اين واژه را از سايت e-sword براي شما مي آوريم :
Luk 3:23 And Jesus himself, when he began to teach, was about thirty years of age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son of Heli, (ASV)
Luk 3:23 And Jesus at this time was about thirty years old, being the son as it seemed of Joseph, the son of Heli,(BBE)
Luk 3:23 When Jesus began to preach, he was about thirty years old. Everyone thought he was the son of Joseph. But his family went back through Heli, (CEV)دقت كنيد. اين مترجم عبارت مزبور را جزء متن به حساب آورده است.
Luk 3:23 Und er selbst, Jesus, begann ungefنhr dreißig Jahre alt zu werden, und war, wie man meinte, ein Sohn des Joseph, des Eli, (GEB)
Luk 3:23 Und Jesus war, da er anfing, ungefنhr dreißig Jahre alt, und ward gehalten für einen Sohn Josephs, welcher war ein Sohn Eli's, (GLB)
Luk 3:23 And2532 Jesus2424 himself846 began756 to be2258 about5616 thirty years of age5144, 2094 being5607 (as5613 was supposed)3543 the3588 son5207 of Joseph,2501 which was the son of Heli,2242 (KJV)
23 Jesus, when he began his ministry, was about thirty years of age, being the son (as was supposed) of Joseph, the son of Heli, (ESV)
" 23 And Jesus Himself had become about thirty years of age, being (as was supposed) the son of Joseph, who was the son of Heli, (Third Millennium Bible)
2006/9/29
به نظر شما اشكال در گيرنده است يا فرستنده؟
متي مي گويد : پس تمام طبقات از ابراهيم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا جلاي بابل چهارده طبقه و از جلاي بابل تا مسيح چهارده طبقه(17 انجيل متي 1)
گفته متي آنچه را كه در اخبار روزگار اول يا تواريخ اول آمده است ، نقض مي كند. آنجا آمده است كه نسل هاي قسم دوم ، 18 طبقه هستند . متي اين موارد را جا انداخته است : يوآش(تواريخ اول 3: 12) ، أمصيا (تواريخ اول 3: 12) ، عزريا (تواريخ اول 3: 16) ، يهوياقيم و فدايا (تواريخ اول 3: 19) .
چطور خداوند فراموش كرده است اين اسامي را به متي وحي نمايد ؟ اصلا چرا خداوند اين نام ها را فراموش كرده است ؟ مگر نمي دانيد كه خداوند فراموش نمي كند ؟! مگر نمي دانيد كه خداوند راستگوست و جز به راستي سخن نمي گويد؟
من يهوه به عدالت سخن ميگويم و چيزهاي راست را اعلان مينمايم(19 اشعياء نبيّ 45)
پس بدان كه يهوه خداي تو او است خدا(9 تثنيه 7) خداي امين كه عهد و رحمت خود را با آناني كه او را دوست ميدارند و اوامر او را بجا ميآورند تا هزار پشت نگاه ميدارد(10 تثنيه 7)
خدا انسان نيست كه دروغ بگويد(28 اعداد 23) و از بني آدم نيست كه به اراده خود تغيير بدهد(29 اعداد 23) آيا او سخني گفته باشد و نكند(30 اعداد 23) يا چيزي فرموده باشد و استوار ننمايد(31 اعداد 23)
چرا متي از ترتيبي كه بر شمرده ، پنج نسل را از از بين داوود وسبي بابلي حذف كرده است؟ ر.ك : متى 1: 6-11.
آيا خودش اين نام ها را حذف كرده يا اين كه خداوند به او وحي نموده است ؟ اگر خداوند وحي كرده است ، پس چرا در كتاب نخست خود همين گونه وحي نكرده است ، البته در صورتي كه اين كتاب از آن خداوند باشد ؟! شايد بگوييد كه خداوند كلام خود را در عهد جديد نسخ كرده است . اگر نسخ كرده پس چرا خودش گفته آمده تا آن را مورد تاكيد قرار دهد نه اين كه نابودش كند :

