تبليغاتX
دوستان خوب مسیحی مرا در پاسخ یاری دهند

2006/11/15

چگونه خداوند كسي را براي انجام كاري كه نمي داند بد است ، مجازات می كند ؟

به نظر شما آيا ممكن است كه خداوند كسي را براي انجام كاري كه نمي داند بد است ، مجازات كند ؟ شما مسيحيان مي فرماييد كه خداوند خود يا فرزندش را به خاطر گناهي كه آدم مرتكب شد ، فدا كرد . اين در حالي است كه اساسا آدم عليه السلام نمي دانست كارش گناه است. زيرا درختي را كه از آن خورد درخت معرفت نيك و بد بود و پيش از استفاده از آن درخت، آدم عليه السلام به نيك و بد شناختي نداشت تا بفهمد كدام كار خوب است و كدام بد.

اما از درخت معرفت نيكو بد زنها نخوري زيرا روزي كه از آن خوردي هر آينه خواهي مرد(17 پيدايش 2)

و خداوند خدا گفت همانا انسان مثل يكي از ما شده است كه عارف نيك و بد گرديد اينك مبادا دست خود را دراز كنند و از درخت حيات نيز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند(21 پيدايش 3)

 لازمه اعتقاد شما اين است كه خداوند انسان ها را به خاطر انجام كارهايي كه نمي دانند خوب است يا بد ، مجازات كند . نظر شما چيست؟

نوشته شده توسط كنجكاو در 7:27 |  لینک ثابت   • 

2006/10/15

آيا مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟

آيا مسيح عليه السلام خودش به مصلوب شدنش راضي بود ؟

بنا بر ديدگاه شما ايمانداران مسيحي ، ايشان با خرسندي و رضايت خود به دنيا آمد تا بر فراز صليب كشته شود . او به صليب كشيده شد تا ميان انسان و خداوند صبح برقرار نمايد . مسيح خويشتن را با خون خود فدا نمود ، تا انسان را از گناه پدرش آدم نجات بخشد .

من وقتي انجيل را مطالعه مي كنم مطالبي را مي بينم كه با اين ديدگاه بسيار متفاوت است و كاملا عكس اين مطلب را مي گويد : بنا بر متن اناجيل مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي نبود. آن حضرت دعا مي خواند و به درگاه خداوند استغاثه مي كرد تا از او را از شر دشمنانش برهاند در حدي كه دانه هاي عرق او همچون قطره هاي خون بر زمين جاري مي شد . او قبل از اين كه دستگير شود و به صليب كشيده شود پيوسته دعا مي كرد .

آنگاه عيسي با ايشان به موضعي كه مسمّي به جتسيماني بود رسيده به شاگردان خود گفت در اينجا بنشينيد تا من رفته در آنجا دعا كنم(36 انجيل متّي 26) و پطرس و دو پسر زبدي را برداشته بي‏نهايت غمگين و دردناك شد(37 انجيل متّي 26) پس بديشان گفت نفس من از غايت الم مشرف به موت شده است در اينجا مانده با من بيدار باشيد(38 انجيل متّي 26) پس قدري پيش رفته بر وي در افتاد و دعا كرده گفت اي پدر من اگر ممكن باشد اين پياله از من بگذرد ليكن نه به خواهش من بلكه به اراده تو(39 انجيل متّي 26) و نزد شاگردان خود آمده ايشان را در خواب يافت و به پطرس گفت آيا همچنين نمي‏توانستيد يكساعت با من بيدار باشيد(40 انجيل متّي 26) بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض آزمايش نيفتيد روح راغبست ليكن جسم ناتوان(41 انجيل متّي 26) و بار ديگر رفته باز دعا نموده گفت اي پدر من اگر ممكن نباشد كه اين پياله بدون نوشيدن از من بگذرد آنچه اراده توست بشود(42 انجيل متّي 26) و آمده باز ايشان را در خواب يافت زيرا كه چشمان ايشان سنگين شده است(43 انجيل متّي 26) پس ايشان را ترك كرده رفت و دفعه سيّم به همان كلام دعا كرد(44 انجيل متّي 26) ...

مانند همين سخن با تفاوت هايي در (مرقس 14: 32-39) و(لوقا 22: 41-44) نيز آمده است .

حال سوال اين است كه بالاخره مسيح عليه السلام به مصلوب شدن خودش راضي بود يا نبود ؟ آيا آنچه را كه شما مي گوييد(راضي بود) درست است يا آنچه را كه كتاب مقدس بدان تصريح مي كند(راضي نبود) ؟

نوشته شده توسط كنجكاو در 11:58 |  لینک ثابت   • 

2006/9/15

فداي ديگر براي دروغ نويسندگان و تحريف سخنان خدا

شما مسيحيان مي گوييد مسيح خداي پسر آمد تا فدا شود و بار گناه آدم را از دوش بشريت بردارد . چرا مسيح دوباره فدا نشد تا بار گناهان نويسندگاني كه كلام خدا را تحريف كردند و با دروغ هاي خود مردم را فريب دادند ، از دوش بشر بردارد؟ به متن كتاب مقدس نگاه كنيد:
چگونه مي‏گوئيد كه ما حكيم هستيم و شريعت خداوند با ما است( ارمياء نبيّ 8) بتحقيق قلم كاذب كاتبان به دروغ عمل مي‏نمايد(8 ارمياء نبيّ 8)
انسان به من چه مي‏تواند كرد(4 مزمور 56) هر روزه سخنان مرا منحرف مي‏سازند( مزمور 56)
واي بر آناني كه مشورت خود را از خداوند بسيار عميق پنهان مي‏كنند و اعمال ايشان در تاريكي مي‏باشد و مي‏گويند كيست كه ما را ببيند و كيست كه ما را بشناسد(15 اشعياء نبيّ 29) اي تحريف كنندگان هر چيز( اشعياء نبيّ 29)
نوشته شده توسط كنجكاو در 8:21 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

چگونه پاك بودند در حالي كه گناه آدم عليه السلام را بر دوش مي كشيدند ؟!

چگونه پاك بودند در حالي كه گناه آدم عليه السلام را بر دوش مي كشيدند ؟!
مسيح (بنا به عقيده مسيحيان) قبل از فدا شدن به خاطر گناه آدم شهادت داد كه شاگردانش از پاكانند به غير از يكي از آنها :
عيسي بدو (شمعون پطرس) گفت كسي كه غسل يافت محتاج نيست مگر به شستن پايها بلكه تمام او پاكست و شما پاك هستيد لكن نه همه(10 انجيل يوحنّا 13) زيرا كه تسليم كننده خود را مي‏دانست و از اين جهت گفت همگي شما پاك نيستيد(11 انجيل يوحنّا 13)
هنوز مسيح به صليب كشيده نشده بود . هنوز فدا انجام نگرفته بود . پس چطور مسيح شهادت مي دهد كه برخي از شاگردانش پاكند ؟ مگر گناه آدم بر دوش اينان نبود پس چطور پاك بودند ؟!

نوشته شده توسط كنجكاو در 21:6 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

چرا ناراحت شدند ؟

چرا ناراحت شدند ؟
مگر به صليب كشيده شدن و فدا شدن مسيح موجب شادي همه مردم نمي شود ؟ اگر اين طور است پس چرا شاگردان و مؤمنان از فدا و صليب مسيح غمگين شدند ؟ منتظر پاسخم.
نوشته شده توسط كنجكاو در 21:6 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

گناه و بخشش فله اي

آيا با گناه يك نفر ، همه گناه كردند ؟! (:لهذا همچنانكه به وساطت يك آدم گناه داخل جهان گرديد و به گناه موت ) رساله پولس رسول به روميان 5) و به اينگونه موت بر همه مردم طاري گشت از آنجا كه همه گناه كردند(12 رساله پولس رسول به روميان 5) )
يا اين كه همگان گناه كردند و به اطاعت يك نفر همه بخشيده شدند ؟! ( : زيرا به همين قسمي كه از نافرماني يك شخص بسياري گناهكار شدند همچنين نيز به اطاعت يك شخص بسياري عادل خواهند گرديد(19 رساله پولس رسول به روميان 5) )
خاصيت فله اي بودن اين بخشش ها و گنهكار شدن ها در چيست ؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 21:4 |  لینک ثابت   • 

2006/9/9

اگر همه گنهكارند پس در مورد اينان چه مي گوييد?

اگر همه گنهكارند پس در مورد اينان چه مي گوييد:
(ابراهيم به خدا ايمان آورد و براي او به عدالت محسوب گرديد و دوست خدا ناميده شد(23 رساله يعقوب 2) ) ابراهيم را از پاكان به حساب مي آورد نه گنهكاراني كه نياز به فدا دارند.
و همچنين آمده است : و ابراهيم پير و سال خورده شد و خداوند ابراهيم را در هر چيز بركت داد(1 پيدايش 24) . بنا بر اين ابراهيم نيز قبل از آن كه تجسد و فداي مسيح رخ دهد از پاكان بود .
همچنين : و خنوخ با خدا راه مي‏رفت و ناياب شد زيرا خدا او را بر گرفت(25 پيدايش 5)
و نيز : به ايمان خنوخ منتقل گشت تا موت را نبيند و ناياب شد چرا كه خدا او را منتقل ساخت زيرا قبل از انتقال وي شهادت داده شد كه رضامندي خدا را حاصل كرد(5 رساله به عبرانيان 11)
در باره ايليا نيز مي خوانيم : ... و ايليّا در گردباد به آسمان صعود نمود(11 دوم‏پادشاهان 2)
چطور اين افراد پيش از فدا شدن مسيح عليه السلام جزء پاكان و ابرار و پرهيزگاران به شمار مي آيند حال آن كه شما تنها فدا را عامل بخشش گناه آدم مي دانيد و اينان در زمان مسيح نبودند تا فدا شاملشان شود. بنا بر اين بايد در زمره گناهكاران باشند ؟! اين پيامبران الهي پاكند يا گنهكار ؟
نوشته شده توسط كنجكاو در 21:1 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

تناقض فدا با مباني كتاب مقدس

تناقض فدا با كتاب مقدس
عقيده به فدا علاوه بر اين كه با عقل و منطق سازگار نيست ، با برخي از مباني اساسي و متون اصلي كتاب مقدس كه در دست خود شما دوست مسيحي هست نيز مخالف است . قواعدي كه مي گويد:
1- فرزندان به جاي پدران كشته نمي شوند .
2- هر كسي با گناه خودش مي ميرد.
3- نفسي كه گناه كرده همان مي ميرد نه نفس ديگر .
4- خداوند توبه توبه كنندگان را مي پذيرد.
مي توانيد به آيات مربوط به اين مباني به شرح زير توجه نماييد :
(و در آن ايّام بار ديگر نخواهند گفت كه پدران انگور ترش خوردند و دندان پسران كند گرديد(29 ارمياء نبيّ 31) بلكه هر كس به گناه خود خواهد مرد) ارمياء 31 : 29- 30.
(هر كه گناه كند او خواهد مرد)حزقيال 18) پسر متحمل گناه پدر خود نخواهد بود و پدر متحمل گناه پسرش نخواهد بود)حزقيال 18) عدالت مرد عادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شرير بر خودش خواهد بود(20 حزقيال 18)) حزقيال 18 : 19-22 .
نوشته شده توسط كنجكاو در 10:1 |  لینک ثابت   • 

2006/9/5

عقيده به فدا از كجا آمده است؟

به صليب كشيده شدن مسيح عليه السلام در مسيحيت ، نمادي و تمثيلي از كفاره گناه آدم عليه السلام است . اين عقيده كه فدا ناميده مي شود يكي از اركان عقيدتي مسيحيت است . سوال اين است كه در كجاي كتاب مقدس چنين مطلبي آمده است ؟ در كجاي اناجيل چهارگانه مسيح فرموده است كه آمده به خاطر گناه ازلي آدم عليه السلام فدا شود ؟ اگر برايم بگوييد ممنون مي شوم .
نوشته شده توسط كنجكاو در 9:52 |  لینک ثابت   • 

2006/4/7

ابليس عامل اصلي گناه

( صليب وفداء ) عامل اصلي گناه همان إبليس است . پس چرا ابليس نمرده و هنوز هم موجود است؟
پولس بنيانگذار مسيحيت تحريف شده ادعا کرده است که , سزاي گناه مرگ است ، اگر سزاي گناه مرگ است , پس چرا ابليس که مسبب اصلي آن گناه بلکه عامل اصلي تمام گناهان بشر در دنياست, نمرده است؟ بر اساس همان عدل الهي خداوند که ادعا مي کنيد , پاسخ قانع کننده اي بدهيد . مي دانيم که خداوند مسيح را برگزيد تا فداي آدم يا ذريه او باشد اما خداوند براي ابليس فدا نکرد با اين که ابليس از فرزندان خداوند است همان طور که در سفر أيوب(91 ايوب 1) آمده است : و روزي واقع شد كه پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند و شيطان نيز در ميان ايشان آمد(91 ايوب 1) همچنين در سفر أيوب در فراز ديگري نيز اين مطلب آمده است (و روزي واقع شد كه پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند و شيطان نيز در ميان ايشان آمد تا به حضور خداوند حاضر شود(108 ايوب 2) ) . نکته ديگر اين که نه تنها شيطان نمرد بلکه رابطه خدا با شيطان همچنان ادامه يافته و حتي خداوند به شيطان ماموريت هاي مهمي داده است . مثلا او را مکلف کرده تا ايوب را بزند و ... از مواردي که نشانه ارتباط بيشتر خداوند با شيطان است . چرا خداوند همان گونه که آدم را مجازات نمود شيطان را مجازات نکرده است؟ يا همانگونه که مجازات آدم را بخشيده(!) شيطان را نبخشيده است ؟ منتظر پاسخم.
نوشته شده توسط كنجكاو در 8:33 |  لینک ثابت   • 

2006/4/7

چرا مجازات بايد حتی بعد از فداء هم ادامه داشته باشد ؟

( صليب و فداء ) چرا مجازات بايد حتي بعد از فداء هم ادامه داشته باشد ؟
مسيحيان به عدالت خداوند ايمان دارند . اما در کتاب مقدس آنان عقابي ذکر شده است که شامل آدم و حواء و مار (بعد از داستان سقوط آنان) مي شود . اين عقاب تمام مسيحيان را نيز در بر مي گيرد , بدين صورت:
( 1 ) درد بارداري و زايمان براي حواء . [ تكوين 3 شماره 15] : و به زن گفت الم و حمل تو را بسيار افزون گردانم با الم فرزندان خواهي زاييد و اشتياق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حكمراني خواهد كرد(15 پيدايش 3)
( 2 ) ادامه يافتن دشمني ميان زنان و مار : و عداوت در ميان تو و زن و در ميان ذريت تو و ذريت وي مي‏گذارم او سرت را خواهد كوبيد و تو پاشنه وي را خواهي كوبيد(14 پيدايش 3)
( 3 ) ملعون شدن خاکي که انسان در طول زندگي خود در زمين بدان تکيه نموده است [ تكوين 3 شماره 17 - 19 ] : و به آدم گفت چونكه سخن زوجه‏ات را شنيدي و از آن درخت خوردي كه امر فرموده گفتم از آن نخوري پس به سبب تو زمين ملعون شد و تمام ايام عمرت از آن با رنج خواهي خورد. خوار و خس نيز برايت خواهد رويانيد و سبزه‏هاي صحرا را خواهي خورد. و به عرق پيشانيت نان خواهي خورد تا حيني كه به خاك راجع گردي كه از آن گرفته شدي زيرا كه تو خاك هستي و به خاك خواهي برگشت.
( 4 ) مجازات مار از سوي خدا . همان ماري که حواء را فريفت به اين صورت که روي شکم خود راه خواهد رفت [ تكوين 3 شماره 13 ] : پس خداوند خدا به مار گفت چونكه اين كار كردي از جميع بهايم و از همه حيوانات صحرا ملعون‏تر هستي بر شكمت راه خواهي رفت و تمام ايام عمرت خاك خواهي خورد(13 پيدايش 3)
و اکنون سوال اين است : از آنجا که خداوند عادل است . . و از آنجا که خداوند با به صليب کشيده شدن مسيح (به فرض قبول آن) با ما مصالحه کرده است. . پس چرا اين مجازات ها پايان نمي پذيرد؟ مگر شما نمي گوييد که خداوند با مرگ مسيح با صليب, با ما مصالحه کرده؟ خوب اگر چنين است, پس چرا همچنان مار روي شکم خود راه مي رود ؟ چرا همچنان زن ها از درد بارداري و زايمان رنج مي برند در حدي که مجبورند از دارو هاي مخدر و آرام بخش يا بي حس کننده استفاده نمايند ؟ چرا دشمني ميان زن و مار همچنان ادامه دارد( تكوين 3 شماره 14 ) ؟
بر اساس ايماني که شما به عدل خدا داريد , پس اين عدالت خدا کجاست ؟ همچنين مي بينيم که خداوند آدم را مجازات نموده است :
و به آدم گفت چونكه سخن زوجه‏ات را شنيدي و از آن درخت خوردي كه امر فرموده گفتم از آن نخوري پس به سبب تو زمين ملعون شد و تمام ايام عمرت از آن با رنج خواهي خورد(16 پيدايش 3) خوار و خس نيز برايت خواهد رويانيد و سبزه‏هاي صحرا را خواهي خورد(17 پيدايش 3) و به عرق پيشانيت نان خواهي خورد تا حيني كه به خاك راجع گردي كه از آن گرفته شدي زيرا كه تو خاك هستي و به خاك خواهي برگشت(18 پيدايش 3)
اگر داستان رهايي مسيحيت از عقوبت مورد بحث واقعيت دارد , پس چرا همچنان اين مجازات ها موجود است ؟! شايد همان گونه که پدر شنوده توجيه نموده است ادامه يافتن اين مجازات ها تنها براي يادآوري بشر است و اين که به ياد داشته باشد او روزي گناهکار بوده است!!! آيا اين توجيه عاقلانه است ؟!
آيا اين از عدل خداوند است که بعد از مصالحه , باز هم اين مجازات ها را ادامه دهد؟


نوشته شده توسط كنجكاو در 8:16 |  لینک ثابت   •